ایرج مصداقی  
  
Untitled Document
 
 
 
 

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

نگاهی گذرا به ریشه‌های قتل‌عام زندانیان در سال‌های ۶۰ و ۶۷
۱۵ سال پیش وقتی تصمیم گرفتم خاطرات دوران دهه‌ ساله‌ی زندانم را بنویسم، اولین بخش کتاب چهارجلدی «نه زیستن نه مرگ» که نوشتم، همین بخش بود. البته در ترکیب کتاب در جلد چهارم «... تا طلوع انگور» آمده است. در واقع با این نگاه بود که آغاز به نوشتن یک دوره از تاریخ کشورمان که در زندان‌های تهران، شکل گرفته بود، کردم. می‌خواستم تجربه‌‌ای را که به بهای سنگینی به دست آورده بودم، با نسلی که آن دوران را ندیده و یا فراموش کرده است در میان بگذارم.
امروز بعد از ۱۵ سال به انتشار دوباره‌ی تمام و کمال آن در قالب یک مقاله اقدام می‌کنم و از همه نیروها و شخصیت‌های سیاسی دعوت می‌کنم فارغ از همه‌ی حب و بغض‌ها، در آن اندیشه کنند. آیینه‌ای است که خودمان را در آن می‌توانیم ببینیم.
    ادامه
دلایل واقعی کشتار زندانیان سیاسی در سال ۶۷

در سال ۱۳۸۵ مقاله زیر را با استفاده از آن‌چه که در جلد سوم کتاب «نه زیستن نه مرگ» خاطراتم از دوران زندان آمده است، تهیه کرده و انتشار دادم. انتشار فایل صوتی مربوط به دیدار اعضای هیأت کشتار ۶۷ با آیت‌الله منتظری و تأکید ایشان روی برنامه‌ریزی این کشتار از سال‌ها قبل، مرا واداشت تا این مقاله را دوباره انتشار دهم؛ باشد که به روایت واقعی تاریخ میهن‌مان و یکی از بیرحمانه‌‌ترین کشتارهای تاریخ معاصر کمک کند. جانیان و حامیان‌شان از «بیت‌امام» گرفته تا جعفر منتظری «دادستان کل کشور» و «صادق لاریجانی» و «موسوی بجنوردی» و ... می‌کوشند ادعاهای آیت‌الله منتظری را غیرواقعی جلوه دهند. 

    ادامه
ادعای جدید فرقه «صاحب‌مرده» رجوی مبنی بر عضویت من در هیأت کشتار ۶۷!

«فرقه صاحب‌مرده» رجوی، در سراشیبی سقوط هر روز ابعاد جدیدی از پستی و رذالت را به نمایش می‌گذارد. این فرقه با سرقت نام «پژواک ایران» و با راه‌اندازی وبلاگ جعلی «پژواک ایران زمین»، با دست‌بردن در نوار صوتی دیدار آیت‌الله منتظری با اعضای هیأت کشتار ۶۷ و تغییر بخشی از آن، مدعی شده است که در جریان کشتار ۶۷ من به اعضای هیأت کشتار ۶۷ در مورد اعدام زندانیان «مشورت» داده‌ام. و مرا به عنوان یکی از «عاملان و دست‌اندرکاران قتل‌عام‌های دهه‌ ۶۰» معرفی کرده‌اند.

    ادامه
گزارش کذب هیأت کشتار ۶۷ به آیت‌الله منتظری

اعضای هیأت همچنین تأکید می‌کنند که حدود ۲۶ نفر را که در زمان دستگیری ۱۶، ۱۷ ساله بودند اعدام نکرده‌اند. این هم کذب محض است تا همان تاریخ افراد زیر که من غالب آن‌ها را از نزدیک می‌شناسم و با تعدادی از آن‌ها همسلول بوده‌ام، اعدام کرده بودند. این افراد در هنگام دستگیری بین ۱۵ سال تا ۱۷ سال سن داشتند.

    ادامه
خروج مأموران ساواک از کشور در دیماه ۵۷،سفر به اسرائیل و اخراج از این کشور(گفتگو با پرویز معتمد)

قط بختیار شنود نمی‌شد، دستور ریاست کمیته این بود که مکالمات افراد مورد تماس ارتشبد قره‌باغی و شاهپور بختیار همه روزه قبل از ۶ بعدازظهر به دفتر ریاست ساواک ارسال شود. از بخش فنی درخواست کردم ۵ نوار خط تلفن.... (مربوط به شاهپور بختیار، قره‌باغی، کریم سنجابی، مهندس مهدی بازرگان و احمد صدر حاج‌سیدجوادی) قبل از ۱ بعد اظهر تا اطلاع ثانوی به دفتر کمیته تحویل گردد. 

    ادامه
پاسخی به ادعاهای بهروز جلیلیان در مورد«نه زیستن نه مرگ»
نکته‌ای که جلیلیان و تراب حق‌شناس روی آن حساب نکرده بودند این بود که متن بازجویی‌های حسین روحانی منتشر شده باشد. آن‌ها پیش خود فکر کرده بودند در نبود حسین روحانی و مسعود جیگاره‌ای می‌توانند با گرفتن قیافه حق به جانب، منکر همه‌ی قضایا شوند و من را متهم به دروغگویی و داستانسرایی کنند.
در این مورد برای محک زدن و سنجش میزان صداقت آقای تراب حق‌شناس و آقای جلیلیان و نشان دادن بی‌پرنسیبی‌هایی که برای پوشاندن حقایق انجام داده‌اند توجه شما را به متن بازجویی‌ حسین روحانی که در صفحه‌‌ی ۳۵۸ کتاب «بررسی تغییر ایدئولوژی سازمان مجاهدین خلق ایران در سال ۵۴» انتشار یافته جلب می‌کنم.
    ادامه
بدون شرح!‌ آیا مسعود رجوی پاسخی برای این اسناد دارد؟

آن‌چه در زیر مشاهده می‌کنید اسناد محرمانه ساواک در مورد مسعود رجوی است که هیچگاه اصالت آن توسط او و نزدیکانش زیر سؤال برده نشد. از نظر من مسعود رجوی پس از دستگیری در بازجویی‌های ساواک از خود ضعف و سستی نشان داده بود.

تصور کنید اسناد زیر یا بسیار سست‌تر و ضعیف‌تر از آن‌ها علیه یکی از چهره‌های مخالف مسعود رجوی انتشار یافته بود آیا او و نزدیکانش آبرو برای او باقی می گذاشتند؟ آیا به او فرصت دفاع از خود می دادند؟ آیا توضیحات او را می پذیرفتند؟ 

    ادامه
آقای همنشین بهار! منظور وزیر کار امیر قاسم معینی است و نه هوشنگ انصاری

آقای همنشین بهار اگر هم و غم خودشان را صرف امر دیگری می‌کردند و انگیزه‌شان صرفاً کشف حقیقت بود، با کمی صبر و تأمل و پرس و جو متوجه می‌شدند که ساختمان وزارت اقتصاد و دارایی از زمان رضا شاه واقع در توپخانه خیابان باب همایون است و آنچه مجاور خیابان بهبودی و در خیابان آیزنهاور [آزادی فعلی] قرار دارد ساختمان بیست طبقه وزارت کار  است هرکس که از محل گذر کرده باشد حتماً پارکنیگ آن را دیده است.

    ادامه
اگر بهشتی زنده می‌ماند چه می‌شد؟‌

در سال‌های اخیر با توجه به سیر قهقرایی که جمهوری اسلامی طی کرده و فاجعه‌ای که کشور از سر گذرانده هستند کسانی که بدون توجه به مختصات «اسلام سیاسی» و پتانسیل مخرب و ویرانگر آن از سر استیصال یا خوش‌خیالی تبلیغ می‌کنند چنانچه بهشتی زنده می‌ماند با توجه به «عقلانیت» و «درایتی» که داشت، جمهوری اسلامی مسیری دیگری را می‌رفت و چه بسا کشور روی آرامش می‌دید. طبیعی است هیچ‌کس با قاطعیت نمی‌تواند بگوید اگر او زنده می‌‌ماند چه اتفاقاتی می‌افتاد ، اما بررسی زندگی سیاسی بهشتی و میراثی که از خود به جا گذاشت به ما در این ارزیابی و صحت و سقم ادعاهای مطرح شده کمک می‌کند.

    ادامه
آیا عقلانیتی در اشرف دهقانی هست؟

نوشته‌ای که از تیتر آن معلوم است با فردی که از سلامت روانی برخوردار باشد روبرو نیستیم. او که روح «امام زمان» درش حلول کرده و به «غیبت صغری رفته» و تنها «نواب خاص» نائل به زیارتش می‌شوند و پیام‌های احتمالی وی را به مشتاقان می‌رسانند، در این نوشته فرهنگ ناب خود را نیز به نمایش می‌گذارد. اشرف دهقانی نه «چریک» است و نه «فدایی خلق» که هریک معانی و مفاهیم خاص خود را دارند اما تا بخواهید لاف در غربت می‌زند و خود را یگانه «چریک» عالم فرض می‌کند. در لینک زیر به صورت اجمالی به ادعاهای او پاسخ دادم. 

    ادامه
مهدی سامع سرباز «ولی فقیه» در غیبت و «ارتجاع مغلوب»

پس از انتشار یک سلسله گفتگوی من با آقای پرویز معتمد مسئول تیم‌های تعقیب و مراقبت ساواک، مهدی سامع در یک فرار به جلو به اشاره‌ی مسعود رجوی و «بیت رهبری» در اورسورواز، پا به میدان نهاد تا بلکه افتضاحات صورت گرفته را جمع و جور کند. او که پیشتر ۵ ملاقات با آقای پرویز معتمد در کافه‌های پاریس داشت و ایشان را به صرف قهوه دعوت می‌کرد و می‌کوشید او را به دیدار محسن رضایی یکی از مسئولان «بیت رهبری» مغلوب در اورسورواز ببرد، یکباره خواب نما شده و در مقاله‌ی شریرانه‌ای که در سایت‌های مجاهدین و سایت خودش انتشار یافت و توسط دلدادگان «ارتجاع مغلوب» در تلگرام و فضای مجازی انتشار یافت، مدعی کشف «جعلیات ساواکی و ساوامایی (معتمد – مصداقی) شد. 

    ادامه
گوشه‌هایی از زندگی سراسر فساد کامران دانشجو چشم‌وچراغ خامنه‌ای در دانشگاه‌ها

کامران دانشجو شخصاً از انواع مشروبات الکلی برندهای مشهور جهانی استفاده می‌کند. در مواردی که اطلاع دارم وی هنگام برقراری رابطه‌ی جنسی به تمسخر آیات قرآن و مهم‌ترین شعارهای اسلامی مانند «لا اله الا الله»، و ... می‌پرداخت و به جای «الله»، معبود خود را «چیز» دیگری که شرم مانع توصیف آن است، معرفی می‌کرد و مستانه همراه با موزیک می‌رقصید و همچون چهارپایان راه می‌رفت و ...این «سرباز نظام» که «ولی فقیه مسلمین جهان»، ضمن «خدا قوت گویی» به او، ویژگی‌اش را «کار بی‌وقفه و خودداری از آسودگی و استراحت» می‌نامد، هنگام لذت‌جویی جنسی، به تمسخر «شهدا»ی جنگ ایران و عراق و «سادات» و «بهشت» و ... پرداخته و به همراه رفتار عجیب و مشمئز‌کننده‌اش، جملات و کلمات رکیک و شنیعی بر زبان می‌آورد.

    ادامه
آیا عقلانیتی در اشرف دهقانی هست؟

نوشته‌ای که از تیتر آن معلوم است با فردی که از سلامت روانی برخوردار باشد روبرو نیستیم. او که روح «امام زمان» درش حلول کرده و به «غیبت صغری رفته» و تنها «نواب خاص» نائل به زیارتش می‌شوند و پیام‌های احتمالی وی را به مشتاقان می‌رسانند، در این نوشته فرهنگ ناب خود را نیز به نمایش می‌گذارد. اشرف دهقانی نه «چریک» است و نه «فدایی خلق» که هریک معانی خاص خود را دارند اما تا بخواهید لاف در غربت می‌زند و خود را یگانه «چریک» عالم فرض می‌کند. در لینک زیر به صورت اجمالی به ادعاهای او پاسخ دادم.

    ادامه
تلاش دستگاه اطلاعاتی رژیم برای تماس با پرویز ثابتی، ایجاد رابطه با آمریکا، شکایت از مجاهدین در گفتگو با پرویز معتمد

نه به جای آن که با آقای ثابتی تماس بگیرم با «س – ج»  یکی از معاونت‌های اداره کل سوم تماس گرفتم. او در زمان یاد شده در یکی از دانشکده‌های مهم نظامی آمریکا تدریس می‌کرد. او یک نظامی خوب بود. جزو بهترین‌ها بود اما اطلاعاتی نبود. می‌خواستم سر از داستان در بیاورم و ببینم تا کجا پیش می‌روند و موضوع چقدر جدی است.

    ادامه
نگاهی دوباره به نامه نگاری دبیر کنفدراسیون جهانی محصلین و مصطفی خمینی در دهه‌ی ۴۰

بی‌مناسبت ندیدم به منظور روشن شدن بخشی از تاریخ میهن‌مان، اشاره‌ی دوباره‌‌ای داشته باشم به نامه‌‌نگاری آقای خسرو شاکری دبیر کنفدراسیون جهانی محصلین با مصطفی خمینی. این که فعالان چپ ایران چه نکته‌‌ی مثبتی در خمینی‌ها دیده بودند هنوز بر من معلوم نیست. امیدوارم خودشان در این رابطه توضیح دهند. اگر هریک از ما مسئولت اشتباهات تاریخی خود را نپذیریم عملاً نمی‌توانیم آینده درستی را هم رقم بزنیم.

    ادامه
حقوق بشر

از سایت‌های دیگر

گفت‌وگو

Untitled Document

پنجشنبه ۴ شهريور ۱۳۹۵ 
 ۲۵ اوت ۲۰۱۶