ایرج مصداقی  
  
Untitled Document
 
 

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

پروژه‌ی «شهید‌سازی» از مرتضی سربندی مأمور اطلاعاتی و مسئول آموزش گارد پرواز سپاه پاسداران

پس از اعدام بیرحمانه‌ی ریحانه جباری و خشم و انزجار عمومی در داخل و خارج کشور، هدایت‌گران پشت پرده، تلاش جدیدی را آغاز کردند. این بار می‌کوشند از مقتول چهره‌ی یک «عاشق دلخسته» و یک پدر مهربان و فداکار و یک فرد «ارزشی» بسازند. به توصیه‌ی مقامات امنیتی با راه‌اندازی یک وبلاگ کوشش می‌شود از « مرتضی سربندی» متجاوزی که جان خود را از دست داده، چهره‌ی «شهید مظلوم» بسازند.

    ادامه
اعدام‌های ۶۷ از یک سال قبلش برنامه‌ریزی شده بود

پاسخ این است که مجاهدین عملا از زمانی که به بن بست خوردند و از زمانی که دریافتند دیگر امکان سرنگونی حکومت جمهوری اسلامی وجود ندارد، برای آنکه مظلومیت خود را نمایش دهند هر سال تعدادی به آمار اعدام شدگان اضافه کردند. به عبارت دیگر مساله آمار سی هزار کشته شده‌ای که مجاهدین ارایه می‌دهند و اخیرا رضا ملک، بازجوی سابق وزارت اطلاعات را نیز وارد آن کرده‌اند به خاطر این است که در دهمین سالگرد کشتار که در زمان دولت خاتمی بود مسعود رجوی آمار را به سی هزار نفر افزایش داد،‌ در حالی که تا پیش از آن مجاهدین از دوازده هزار نفر، پانزده هزار نفر و هجده هزار نفر یاد می‌کردند، که در دهمین سالگرد عدد سی هزار نفر اعلام شد و از آن سال تا به امروز نه اسمی و نه عددی به آماری که اعلام شده افزوده نشده است. این موضوع در مورد تعداد کل...     ادامه

آزادی متهمان ترور «متخصصان هسته‌‌ای» یک رسوایی دیگر برای خامنه‌ای
علیرغم ادعاهای مقامات قضایی رژیم مبنی بر اطلاع رسانی در مورد این پرونده، اولین متهمان پرونده در بهمن ۱۳۹۲ و بقیه متهمان به مرور در اسفند ۱۳۹۲ و فروردین ۱۳۹۳ و آخرین متهمان که از همان موقع وعده‌ی آزادی‌شان داده شده بود تا مردادماه ۱۳۹۳ از زندان آزاد شدند.
آرش خردکیش، بهزاد عبدلی و مازیار ابراهیمی که طبق سناریوی وزارت اطلاعات اعضای اصلی تیم ترور «موساد» را تشکیل می‌دادند و در اسرائیل آموزش تروریستی دیده بودند آخرین نفراتی بودند که در مردادماه از زندان آزاد شدند. این افراد از تابستان سال گذشته و پس از روی کار آمدن دولت روحانی ملاقات‌های حضوری با خانواده هایشان داشتند.
    ادامه
طرح یک پرسشنامه (مجاهدین در برابر پرسش‌های مردم) بخشی از «گزارش ۹۳»

مسئولان مجاهدین در روزهای اخیر در کال کنفرانس‌هایی که برای هواداران این سازمان می‌گذارند نویسنده را به خاطر طرح پرسش‌هایی که در پی می‌آید زمینه‌ساز کشتار مجاهدین در عراق معرفی می‌کنند. سال گذشته نیز چنین  ادعایی را پس از حمله‌ی نیروهای رژیم به اشرف مطرح کردند. این بار هم مدعی‌شده‌اند چنانچه در آینده کشتاری از مجاهدین صورت گیرد نویسنده و دیگر منتقدان مجاهدین زمینه‌ساز آن هستند!

    ادامه
دخالت مجاهدین در امور داخلی عراق و حمایت از نیروهای تحت هژمونی «داعش» (بخشی از گزارش ۹۳)
دخالت هرچه بیشتر مجاهدین در تحولات و درگیری‌های عراق که به دستور مسعود رجوی و با شعار «بیا، بیا» انجام می‌گیرد می‌تواند زمینه‌ساز یک حمله‌ی انتقامی‌ به «لیبرتی» و قتل‌عام مجاهدین بی‌دفاع شود.
«بیا ، بیا» دعوت از نیروهای خونریز عراقی برای حمله به «لیبرتی» است. این شعار از سوی کسی سر داده می‌شود که قبل از هرکس صحنه‌ی نبرد را ترک کرده است. نتیجه‌ی «بیا، بیا» گفتن مسعود رجوی که در «گزارش ۹۲» هم روی آن تأکید کرده و سیاستی غیرمسئولانه خواندم باعث «آمدن» رژیم به «اشرف» و تلفات بالای مجاهدین و ترک این قرارگاه بدون هیچ دستاوردی شد و تنها تنور «آکسیون»‌های مجاهدین در اروپا و ‌آمریکا را برای مدتی گرم کرد.
    ادامه
روحانیت انقلابی، متهم اصلی آتش‌سوزی سینما رکس آبادان

مصداقی، آیت‌الله بهشتی را نیز به عنوان رئیس دستگاه قضایی متهم می کند که نقش اساسی در انحراف پرونده و اعدام بی‌گناهان داشت. او در توضیح بیشتر می‌گوید: «قدوسی با اعمال نفوذ و زیر پاگذاشتن قانون اساسی مصوب خودشان، موسوی تبریزی را که متهم اصلی این پرونده بود به عنوان قاضی از تبریز به آبادان فرستاد تا پرونده را از مسیر اصلی منحرف کند و نقش روحانیت در این جنایت را بپوشاند. تکبعلی‌زاده تنها عامل دستگیر شده‌ این فاجعه که پس از پیروزی انقلاب به فرمان "غلامحسین جمی"، نماینده خمینی و امام جمعه و "سید محمدکاظم دهدشتی" مؤسس حوزه علمیه آبادان از زندان آزاد شده بود،

    ادامه
مظفر الوندی پاسدار زندان یا مسئول دفتر «حقوق بشر» و دبیر مرجع «حقوق کودک»

نظام ولایت فقیه همه‌چیزش «نوبر» است؛ حتی «مدافعان حقوق بشر» و «حقوق کودک» آن. وقتی وزیر دادگستری، مصطفی پورمحمدی یکی از بزرگترین جنایتکاران علیه بشریت و عضو هیئت کشتار زندانیان سیاسی در قتل‌عام ۶۷ است؛ وقتی پیش از او مرتضی بختیاری دادستان پیشین انقلاب اسلامی شهرهای تربت حیدریه ، کاشمر، بیرجند، قائن و نهبندان و مشهد و همکار لاجوردی وزیر دادگستری بود؛ و قبل‌تر اسماعیل شوشتری رئیس سازمان زندان‌ها هنگام کشتار ۶۷ ، شانزده سال این سمت را در دولت‌های رفسنجانی و خاتمی عهده‌دار بود؛ وقتی علی رازینی از جمله بنیانگذاران «کمیسیون حقوق بشر اسلامی» است؛ تجعب آور نیست مظفر الوندی شخصیت شناخته‌شده‌ی «حقوق بشر» کشور شود.

    ادامه
گورستان «خاوران»

قبرستان خاوران، گورستانیست در جنوب شرقی تهران که در ابتدا محل دفن ارامنه و هندو‌ها بود. بعد از انقلاب و اعدام‌های سال‌های دهه ۶۰، حکومت تصمیم گرفت بسیاری از این اعدام شدگان را در این قبرستان دفن نماید. این افراد در ابتدا شامل بهاییان و اعضای مجاهدین خلق می‌شدند. به تدریج و خصوصا در سال ۱۳۶۷ و پس از قتل عام گسترده زندانیان که نزدیک به ۴هزار نفر یا بیشتر از آن تخمین زده می‌شود، به تدریج کشف شد که در این قبرستان، گورهای دسته جمعی نیز وجود دارد. نگاه حکومت به این قبرستان بسیار منفی بوده و همیشه سعی در ایجاد تبلیغات منفی پیرامون وی یا پنهان کردن آن دارد. تخریب این گورستان به دفعات متعدد و در ابعاد بزرگ و کوچک صورت می‌گرفته است، تا جایی که آیت الله منتظری نیز به این مساله اعتراض کرده و از لزوم احترام به مردگان سخن گفت.

    ادامه
اعدام، یک پارامتر مهم در حیات سیاسی نظام جمهوری اسلامی است

نظام سیاسی حاکم بر ایران از همان ابتدای به قدرت رسیدن در اواسط بهمن‌ماه ٥٧ پایه‌های خود را بر تبعیض‌های هویتی، مذهبی و جغرافیایی استوار نموده که خشونت با زندانیان به ویژه دگراندیشان و فعالین سیاسی شاید نخستین برآیند چنین تبعیض‌هایی باشد که اعدام‌های موسوم به دهه‌ی شصت را رقم زد. بنابه آمار نهادهای مدافع حقوق‌بشر از ابتدای انقلاب تا مهرماه ٦٧ حداقل ٧١٣ زندانی سیاسی در بیست زندان‌کُردستانات اعدام گشته‌اند که از این مجموع سهم زندان‌کرمانشاه، سنندج، ارومیه و ایلام به ترتیب ٢٠٦، ١٦٣، ١٣١ و ٤٥ نفر می‌باشد.البته این تعداد زندانی اعدام‌شده از اعضای احزاب ملی‌گرای دمکرات و کومله نبودند اما بدون شک اکثریت قریب به اتفاق آنان کُرد بوده‌اند.

    ادامه
شبکه‌ی نفوذی مجاهدین در رژیم، قربانی «خیانت» مسعود رجوی (بخشی از گزارش ۹۳)

در پاییز ۱۳۶۷ در روزهایی که مردم میهن‌مان از کشتار وسیع زندانیان در زندان‌ها آگاه می‌شدند و خانواده‌ها خبر اعدام فرزندانشان را از قاتلان دریافت می‌کردند، فاجعه‌‌ی دیگری هم رخ داد که راز آن در هیاهوی کشتار زندانیان سیاسی و پنهانکاری عامدانه‌ی رهبری مجاهدین از پرده بیرون نیفتاد. در اواخر آبان و اوایل آذر ۶۷ بود که شبکه‌ی نفوذی‌های مجاهدین در رژیم، توسط وزارت اطلاعات دستگیر شدند. خبر آن، سال بعد و در جریان مصاحبه‌‌ی مطبوعاتی وزیر اطلاعات محمدی ری‌‌شهری و اعترافات دستگیر‌شدگان از طریق رادیو و تلویزیون و روزنامه‌های دولتی انتشار یافت.

    ادامه
قاضی محمد مقیسه و سه دهه جنایت علیه بشریت
محمد مقیسه در سال ۶۰ در شعبه ‌۳ اوین با نام مستعار «ناصریان» به بازجویی و شکنجه‌ی زندانیان مشغول بود و در بیرحمی و قساوت زبانزد.
وی این نام مستعار را از روی بخشی از نام خانوادگی‌اش که «ناصر مقیسه» است ساخته بود. او تا اواسط دهه‌ی هفتاد که من نام اصلی او را فاش کردم، همچنان از نام مستعار «ناصریان» (۴) استفاده می‌کرد و در دادستانی انقلاب نیز به همین نام شناخته می‌شد. بعد از آن بود که از نام «قاضی مقیسه» استفاده کرد و در اسناد رژیم نیز از وی به همین نام یاد می‌شود.
    ادامه
«فرد خوشنام» مجاهدین چه کسی است ؟

در گزارش ۹۳، منظورم از پاراگرف «فرد «خوشنام» و «مبارزی» که در آلمان با «دخترخوانده‌»‌اش که امانت مجاهدین بود ازدواج کرد و ...» هرمز نوایی صفایی مسئول «اتحاد زندانیان سیاسی- در تبعید» از سینه‌چاکان فعلی رهبری عقیدتی مجاهدین است. مسئولان وی به خوبی در جریان امر و تنشی که این فرد در بین هواداران مجاهدین در هامبورگ به وجود آورد هستند و به همین دلیل در این رابطه فعلاً سکوت اختیار کرده‌اند. هرچند رهبری عقیدتی مجاهدین به هیچ پرنسیبی پایبندی نیست. چنانکه سال گذشته در سایت «ایران افشاگر» کوشیدند علیرضا یعقوبی را که علیه خودشان شکایت کرده بود و بعد به آغوش روحانیت و دستگاه اطلاعاتی بازگشته بود سفید کنند.

    ادامه
سرنوشت مسعود دلیلی، یادآور سرنوشت سعید امامی (بخشی از گزارش ۹۳)

بررسی و تعمق درباره‌ی سرنوشت «مسعود دلیلی داخل»، ما را با ماهیت یکسان عملکرد خامنه‌ای و مسعود رجوی در ارتباط با «فداییان» و سینه‌چاکان «رهبری» آشنا می‌کند. خامنه‌ای به رفسنجانی که پس از مرگ خمینی، او را برکشیده و به مقام ولایت فقیه رساند بی‌وفایی کرد و احمد صدر حاج‌سیدجوادی را که مجاناً وکالت او را در زمان شاه به عهده گرفته بود در نهمین دهه‌ی عمرش به زندان افکند و به شلاق محکوم کرد. هنگامی که در جریان قتل‌های زنجیره‌ای به مخمصه افتاد «سعید جان» امامی را قربانی کرد، همسر وی را به اسارت برد و از او به زور شکنجه، اعتراف گرفت که هر دو بهایی و بهایی‌زاده و جاسوس اسرائیل و موساد و سیا بودند و انحرافات شدید جنسی و اخلاقی داشتند.

    ادامه
توضیحی مختصر در مورد فرار مسعود رجوی از عراق و ترک صحنه‌ی جنگ

بنا به ادعای سخنگوی مجاهدین، مسعود رجوی با وجود برخورداری از تیم‌های حفاظتی متعدد و پناهگاه ضد بمب و ... از ترس کشته شدن توسط «یک تیم ترور» که «از جانب خامنه‌ای» به عراق «اعزام شده بود» در «همان حوالی سال ۲۰۰۳» از این کشور می‌گریزد. علیرضا جعفرزاده تأکید می‌کند «مسلماً آقای رجوی الان در عراق نیست.» این گفتگو در شهریور ۱۳۸۷ صورت گرفته است. لینک تصویری قسمت مربوطه را در آدرس زیر ملاحظه کنید:‌ http://www.youtube.com/watch?v=_8i4b9YpR7g

    ادامه
دریافت «جایزه یواشکی» توسط خانم رجوی

در مقاله‌ی مسعود رجوی و «پرفسور راج بالدو» و جایزه «خدمات بشردوستانه بین‌المللی» توضیح دادم چگونه در سال ۱۳۶۳ هواداران مجاهدین در دهلی نو، «پروفسور راج بالدو» را به تور انداختند و او راضی شد با کمترین هزینه و قیمت، جایزه‌ای را دست‌‌ و پا کرده و به مسعود رجوی که در حسرت دریافت یک جایزه ی بین‌المللی بود اهدا کند. و پس از گذشت چند ماه، مجاهدین با چه النگ و دولنگی او را از دهلی نو به پاریس آورده و در مراسمی به یادماندنی لوح مربوطه را شخصاً به مسعود رجوی اهدا کرد

    ادامه
حقوق بشر

از سایت‌های دیگر

گفت‌وگو

Untitled Document

شنبه ۱ آذر ۱۳۹۳ 
 ۲۲ نوامبر ۲۰۱۴