ایرج مصداقی  
  
Untitled Document
 
 

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

داستان زنی که «هفت شوهر» دارد و حافظه تاریخی
روز ۲ اردیبهشت وقتی مطلب« گفت، من هفت تا شوهر دارم ...» را در سایت «اخبار روز» خواندم، بلافاصله به خاطر آوردم که این خبر را شش سال پیش عیناً خوانده بودم. داستان بر می‌گشت به دختری که پدرش او را به هفتصد هزارتومان به یک افغانی فروخته بود. یعنی او به همسری افغانی در آمده بود. افغانی مزبور برای تهیه هفتصد هزار تومان، از ۶ نفر دیگر کمک گرفته بود و آن‌ها هریک با دادن صدهزار تومان شریک در همسری او شده بودند. بدین ترتیب دختر دارای ۷ شوهر شده بود که هرشب نوبت یکی می‌شد. موضوع آنقدر تکان دهنده و تکرار ناشدنی‌ است که اگر کسی خوانده باشد، بعید است آن را فراموش کند. تازه من که در این زمینه‌ها حافظه نسبتاً خوبی دارم.     ادامه

علی‌محمد بشارتی یکی از بنیانگذاران دستگاه سرکوب و جنایت رژیم
علی‌محمد بشارتی اولین فرمانده واحد اطلاعات و تحقیقات سپاه پاسداران متولد ۱۳۲۳ در شهرستان جهرم است. وی به خاطر هشمهری بودن با اعضای جهرمی سازمان مجاهدین از جمله تراب حق شناس، عبدالنبی معظمی، حسن ابراری و ابراهیم آوخ با مجاهدین آشنا شد. اما هیچگاه به عضویت این سازمان در نیامد و به هواداری از آن نیز نپرداخت. وی در اردیبهشت سال ۵۲ همراه سه تن از دوستان دانشجویش به نام‌های وحید صفاری حیمد صفاری و بهروز قناعت پیشه در شهر قم دستگیر شد. علت دستگیری او از سوی ساواک، رسیدن به محمد حسن ابراری یکی از اعضای فعال مجاهدین بود که در سال ۵۵ اعدام شد. ابراری روابطی نیز با بشارتی که همشهری‌اش بود، داشت. بشارتی در مرداد سال ۵۵ با تعهد همکاری با ساواک و گرفتن کد ویژه از ساواک برای نفوذ در گروه‌های سیاسی از زندان آزاد شد و به همین خاطر در دوره‌ی اول مجلس شورای اسلامی، اعتبارنامه‌اش مورد...     ادامه

امیرفرشاد ابراهیمی درس آموخته‌ی مکتب ولایت
امیر فرشاد ابراهیمی در روزهای اخیر داستان‌های مهیجی را به کمک همسرش نسرین بصیری در روزنامه‌ها و سایت‌های خبری انتشار داده است. یکی از موضوعات این داستان‌ها تلاش برای پیوند دادن پرونده‌ی علیرضا عسگری معاون سابق وزارت دفاع به امیر فرشاد ابراهیمی است. گفتنی در مورد امیرفرشاد ابراهیمی زیاد است و در یک مقاله نمی‌گنجد. در این نوشته تنها توضیحاتی در مورد موضوع علیرضا عسگری و چند مورد حاشیه‌ای می‌دهم تا به سهم خودم به روشن شدن حقیقت برای آنهایی که طالب آن هستند، کمک کنم. امیرفرشاد ابراهیمی، بسیجی، چماقدار سابق انصار حزب‌الله، عضو سپاه تروریستی قدس، همکار سعید مرتضوی، همکار پور محمدی و سعید امامی و کسی که هفته‌ای چهار روز با او جلسه داشته، مشاور مطبوعاتی وزارت اطلاعات، عضو واحد تحقیقات و بررسی مطبوعات وزارت اطلاعات، یار غار اکبر خوش کوش و محفل قاتلان قتل‌های زنجیره‌ای...     ادامه

سید کاظم کاظمی، از بنیانگذاران سیستم اطلاعاتی، شکنجه‌گر و جلاد اصلی فعالین چپ ایران
سید کاظم کاظمی یکی از بنیانگذاران سیستم اطلاعاتی جمهوری اسلامی و مسئول بخش گروه‌های چپ در اطلاعات سپاه پاسداران در سیاه ترین روزهای تاریخ معاصر کشورمان بود. او با هدایت یکی از مخوف‌ترین بخش‌های اطلاعاتی کشور، دست در خون شریف‌ترین فرزندان میهن داشت. کاظمی به خاطر جنایاتی که مرتکب شد به سرعت به قائم مقامی فرماندهی اطلاعات سپاه پاسداران رسید. او همچنین در زمره‌ی مسئولان بخش ۲۰۹ اوین و کمیته مشترک (زندان توحید) اصلی‌ترین شکنجه‌گاه‌های رژیم در تهران بود. در طول سالیان گذشته اطلاعات کمی در مورد بازجویان، شکنجه گران و مسئولان اطلاعاتی کشور انتشار یافته است و سید کاظم کاظمی نیز از این قاعده مستثنی نیست.     ادامه

بهنود پدیده‌ای که از نو باید شناخت
بهنود در دوران پهلوی وقتی ورق برگشت اولین کسی بود که علیه ولی‌نعمت‌های خود اعلام جرم کرد. او که پیشتر جزو تیمی بود که به امیرعباس هویدا مشاورت می‌داد و از نزدیکان محمود جعفریان و پرویز نیکخواه به شمار می‌رفت در روزهای سرنوشت‌ساز و حساس سال ۵۷ برای آن که خود را از اتهام سانسور و اعمال اختناق مبرا کند، علیه جعفریان و نیکخواه شکایت کرد. اگر نگاهی به سابقه‌ی این دو بیاندازیم دلیل این کار بهنود و تیزبینی‌‌ اش در تشخیص مسیر باد مشخص می‌شود. او این دو را هدف قرار داد، چرا که یکی سابقه‌ی توده‌ای و دیگری سازمان انقلابی (مائوئیستی) داشت. این دو در رژیم سلطنتی از هر کس دیگری آسیب‌پذیرتر بودند و حمله به آنها او را بیشتر به مقصود نزدیک می‌کرد. باید توجه داشت که بهنود حساب همه جای کار را می‌کند و بی‌گدار به آب نمی‌زند. این دو جزو اولین دسته‌هایی بودند که توسط دادگاه انقلاب محاکمه...     ادامه

محمد مهرآیین یکی از مهم‌ترین دژخیمان اوین
اولین بار در زمستان ۶۰ از زیر چشم بند وقتی که روی زمین دراز کشیده بودم، در راهروی طبقه‌‌ی دوم ساختمان دادستانی اوین در حالی که کابلی در دست داشت، دیدمش که می‌لنگید و با عصا راه می‌رفت. نمی‌شناختم‌اش؛ اما متوجه شدم که هیکل نسبتاً ورزیده‌ای دارد. بعداً با دادن مشخصاتش به هم‌سلولی‌هایم فهمیدم که نامش محمد داوودآبادی است که به مهرآیین تغییر داده است. البته او به محمد جودو و محمد موتوری هم معروف بود. در زندان اوین و میان زندانیان شایع بود که در درگیری برای تسخیر یک خانه تیمی، پایش تیرخورده و مجروح شده است و به خاطر همین می‌لنگد. نمی‌دانم این موضوع چقدر صحت داشت. از این دست اخبار در زندان کم نبود. شهدا حسن فرزانه و اصغر ناظمی را از نزدیک می‌شناخت. برای همین فشار زیادی را روی این دو وارد کرد تا بلکه آن‌ها را به خدمت رژیم آورد.     ادامه

نقش های گوناگون هوشنگ اسدی تواب فعال زندان
مقاله‌‌ جدید هوشنگ اسدی به نام «من شاهم» و همچنین مطلب او در رابطه با احمد اللهیاری و تلاش‌ بی‌وقفه‌‌‌اش برای خاک پاشیدن در چشم حقیقت مرا وا داشت تا مواردی چند در رابطه با او را نوشته و پرده از بخشی از اقدامات او بردارم. هوشنگ اسدی متأسفانه همچنان مشغول توطئه چینی است. سال گذشته با انتشار مقاله‌ی روشنگرانه‌ای تحت نام «چه کسانی تیغ زنگیان مست را تیز کردند» در نشریه وزین آرش http://www.arashmag.com/content/view/646/46/ با ارائه اسناد و مدارک به نقش هوشنگ اسدی در تئوریزه کردن بحث «تهاجم فرهنگی» پرداختم. هوشنگ اسدی که دفاعی در برابر نوشته‌های کینه‌توزانه‌اش علیه روشنفکران ایرانی نداشت بدون آن که توضیحی در رابطه با نوشته من ارائه دهد با خدعه و فریب متنی را تهیه کرد و بدون آن که مسئولیت آن را به عهده گیرد تعدادی از همکارانش در سایت روز آنلاین را به دفاع از خود پشت آن آورد. جوری هم وانمود...     ادامه

نوری‌زاده، بانک مرکزی جعلیات و عصاره ژورنالیسم بی‌اعتبار
در جامعه‌ی ما که سال‌ها اسیر فرهنگ استبدادی نظام‌های سیاسی بوده و گذشته از مردم، گروه‌ها و فعالان سیاسی هم مسئولیت اعمال و گفته‌های خود را نمی‌پذیرند و «اعتبار حرفه‌ای» کالایی است که خریداری ندارد. به خاطر وجود چنین فرهنگی امثال علیرضا نوری زاده که به طور مستمر به عنوان بانک مرکزی جعلیات به دروغ‌بافی و جعل خبر و تفسیر و گزارش واقعه مشغول است، ستاره‌ی بخش‌ فارسی رادیو‌ها و تلویزیون‌های ماهواره‌‌ای می‌شود. رویترز در جامعه خودشان که «اعتبار حرفه‌ای» ارزشی دارد و افکار عمومی حساس است، به خاطر انتشار دو عکس دستکاری شده، نه تنها همکارشان را اخراج می‌کند بلکه برای پاک کردن این ننگ، همه‌ی عکس‌های او را نیز از آرشیو خود حذف می‌کند تا به احساسات جریحه‌دار شده‌ی مردم مرهمی نهد. اما وقتی همین بنگاه‌های خبری در ارتباط با جامعه‌ی ایرانی قرار می‌گیرند، صدتا از...     ادامه

حاج احمد قدیریان مسئول گروه ضربت و جوخه‌های اعدام اوین
حاج احمد قدیریان، معاون اجرایی لاجوردی قصاب تهران در سیاه‌ترین روزهای میهن، یکی از کسانی است که دست در خون بهترین فرزندان ایران دارد. وی که تنها شش کلاس سواد داشت، یکی از مهم‌ترین مسئولیت‌ها را در دادستانی کل انقلاب و تهران توأمان به عهده گرفت. از اواخر ۵۸ تا ۶۲ اعدام‌های اوین، زیر نظر او انجام می‌‌گرفت. در طول این سال ها او شخصاً جوخه‌‌های اعدام را هدایت می‌کرد. مجتبی مهراب بیگی، جلیل بنده، مجتبی حلوایی عسگر، سیدعباس ابطحی که در زمره‌ی تیر خلاص زن‌های اوین بودند، زیر نظر او فعالیت می‌کردند. دو نفر اولی در سال ۶۱ کشته شدند و نفر سوم نقش مهم و تعیین کننده‌ای در کشتار گسترده‌ی زندانیان سیاسی در سال ۶۷ در اوین داشت و چهارمی بعضی روزها راننده نیری رئیس هیئت کشتار زندانیان در سال ۶۷ بود. گروه ضربت اوین که متشکل از جنایتکارترین پاسداران رژیم بود، تحت نظر و هدایت او...     ادامه

گفتگوی وریا محمدی با ایرج مصداقی
کردستان در اولین روزهای پیروزی انقلاب ضد‌سلطنتی و مقارن اولین «بهار انقلاب» با بمباران و سرکوب گسترده روبرو شد. خمینی که حاضر به دادن حکم جهاد بر علیه رژیم شاه نشده بود در اولین ماه‌های پیروزی انقلاب حکم جهاد بر علیه مردم کردستان صادر کرد و از نیروهای خود خواست که در اسرع وقت جنبش مردم به پا خاسته‌ی کرد را سرکوب کنند. اولین جوخه‌‌های اعدام در کردستان برپا شد، اولین دادگاه ‌های صحرایی در همان‌جا برگزار شد و ددمنشی و بیرحمی رژیم در کردستان اولین آثار خود را نشان داد، اما متأسفانه از سوی گروه‌های سیاسی جدی گرفته نشد و آن‌ها خود را مهیای برخورد با دیوی که تنوره می‌کشید نکردند. دلیل اصلی این گونه لشکرکشی ها مهار پتانسیل مردمی بود که حقوق خود را طلب می‌کردند و دست‌یابی به این حقوق رابطه‌ی مستقیم با برقراری دمکراسی در سراسر کشور داشت. عقب نشینی رژیم در کردستان عقب نشینی...     ادامه

ما وظیفه داریم با فراموشی مبارزه کنیم
در دوران هیتلر هم بسیاری از اردوگاه‌های مرگ که میلیون‌ها جان را ستاندند زنده بازگشتند. موضوع زنده ماندن در کشتار ۶۷ نیز از یک جنبه شبیه موضوع فوق است. دلایل مختلفی برای آن می‌توان شمرد این ها بستگی داشت به این که: در کدام زندان بودید اوین یا گوهردشت؟ در اوین بیرحمی بیشتر بود و تعداد معدودی که به پروسه دادگاه برده شدند زنده بازگشتند. دلایل این را که چرا بین اوین و گوهردشت تفاوت بود در جلد سوم خاطراتم توضیح داده‌ام. در چه روزی به نزد هیئت رفتید، میزان اطلاعتان از کشتارها در چه حد بود؟ کسانی که روزهای اول نزد دادگاه رفتند غالباً اعدام شدند. هنوز کسی از ماوقع اطلاعی نداشت و نمی‌دانست شرایط به کلی متفاوت شده است. در زندان گوهردشت از آخرین بند زندانیان مارکسیست که مورد برخورد قرار گرفت، تقریبا کسی به دادگاه برده نشد و تنها یک نفر از آن بند اعدام شد. آیا از شما در...     ادامه

آقای زرافشان به کجا می‌روید؟
در این نوشته یا بهتر است بگویم درد دل به عنوان یک زندانی سیاسی سابق وهمدرد قدیمی سعی می‌کنم نکاتی را از سر دلسوزی و احساس مسئولیت با وی در میان بگذارم. امیدوارم این مطلب هشداری باشد برای او که دوستش دارم. لازم می‌دانم پیشاپیش از تیزی کلامم پوزش بخواهم، قصدم رنجاندن او نیست. ناصر زرافشان برای انتقال پیام خود به خارج از کشور، آگاهانه سید‌ابراهیم نبوی و رادیو زمانه را انتخاب کرده است. از قرار معلوم روی سؤالات از قبل کار شده و در مسیری مشخص تهیه و تنظیم شده‌اند. آقای زرافشان دارای تریبون‌های مختلف بود اما او در زمین ما، در خارج از حاکمیت نظام جمهوری اسلامی، با یکی از وابستگان جناح‌های رژیم به مصاحبه پرداخته ‌است. این عمل به لحاظ سیاسی دارای معنا و مفهوم خاص خود است. این که چرا این کانال را انتخاب کرده، سؤالی است که امیدوارم در آ‌ینده خود بدان پاسخ دهد.     ادامه

نظرات «استاد» عبدالله شهبازی و چگونگی برخورد بقایای حزب توده با او
در مقاله‌ی چه کسانی تیغ زنگیان مست را تیز کردند به عبدالله شهبازی و هوشنگ اسدی اشاره کردم و بخشی از نوشته‌های هوشنگ اسدی علیه روشنفکران و هنرمندان ایرانی را به صورت مستند آوردم.در این نوشته تلاش می‌کنم اشاره‌‌ی کوچکی داشته باشم به عبدالله شهبازی یکی از «اساتید» فعال در تئوریزه کردن «تهاجم فرهنگی» و نحوه‌ی برخورد توده‌‌ای های کارکشته با او...     ادامه

متولدین دوم خرداد(گفتار اول)
یکی از تلاش‌های نظام جمهوری اسلامی و دستگاه تبلیغاتی و فرهنگی آن این است که گرد فراموشی بر حافظه تاریخی ملت بپاشد. در این راه از کتمان حقایق و پرده‌پوشی بر جنایات گرفته تا جعل سابقه برای افراد از هیچ‌کاری فروگذار نمی‌کند. این حرکت به ویژه از شب دوم خرداد به بعد ابعاد گسترده‌تری به خود گرفت. عده‌ای گویا در همان شب از مادر زاده شدند و تا پیش از آن هیچ فعالیتی نداشتند. وقتی دست بر روی سابقه‌ی افراد می‌گذاری و گذشته‌شان را رو می‌کنی، عده‌ای که منافع‌شان را در خطر می‌بینند از هیچ تلاشی برای جلوگیری از روشن شدن قضایا فرو گذار نمی‌کنند. منطق این دسته افراد همیشه یکسان است. اگر از مشاهدات خودت در مورد کسی بگویی و ده‌تا شاهد هم بیاوری می‌گویند سندی نیست از کجا معلوم شما راست بگویید! اگر راست می‌گویید سندی در این زمینه ارائه دهید. آن‌ها از محدودیت‌ها مطلع هستند و می‌دانند...     ادامه

متولدین دوم خرداد; گفتار دوم: سید حسین موسوی تبریزی
سید حسین موسوی تبریزی امروز در زمره‌ی یکی از «اصلاح طلب»‌های دو آتشه رژیم در حوزه‌های علمیه می‌باشد. وی همزمان با صدور فتواهای مختلف به تمرین برای ادعای مرجعیت تقلید نیز مشغول است. او علاوه بر داشتن مسئولیت «مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم» که به اصطلاح نهاد «اصلاح‌طلب» حوزه علمیه است، ریاست خانه‌ی احزاب رژیم را نیز به عهده دارد و از طریق آن مثلاً به ساماندهی «اصلاحات» در سیستم سیاسی کشور می‌پردازد! از این‌ها گذشته او رئیس دوره‌ای «شورای هماهنگی جبهه اصلاحات» نیز می‌باشد!     ادامه

متولدین دوم خرداد; گفتار سوم: جامعه‌شناسان رژیم
آش نظام جمهوری اسلامی آنقدر شور است و سیاه‌بازی رفقای دیروز آنقدر وقیحانه است که عمادالدین باقی هم به تنگ آمده و می‌گوید: «آدم ها آنقدر رنگ عوض می كنند كه دیگران را دچار دیر باوری می‌سازند. كسانی كه تا دیروز كارمند جمهوری اسلامی بوده یا مسئولیت ها و ماموریت هایی داشتند و درخدمت یكی از ارگان های جمهوری اسلامی بودند بدون ذكر سوابق خود ونقد گذشته شان ناگهان چنان تغییر موضع دادند که گویی از آغازین روز جمهوری اسلامی در ستیز با آن بوده اند. من البته بودن در حکومت را اصولا مذموم نمی دانم. در هر حکومتی انسان هایی وجود دارند که منشاء خدمت بوده و هستند و مهم این است كه با ظلم همراهی نکنند و حقی را پایمال نسازند. من نه در گذشته عامل جمهوری اسلامی بوده ام و نه امروز سودای انقلاب دارم. دیروز که برخی رادیكال های امروز، در خدمت جمهوری اسلامی بودن را یا گوارای خود یا حتی عبادت می دانستند...     ادامه
حقوق بشر
از سایت‌های دیگر
گفت‌وگو
Untitled Document

شنبه ۲۸ ارديبهشت ۱۳۸۷ 
 ۱۷ مه ۲۰۰۸