از ۳۰ خرداد ۶۰ تا ۳۰خرداد ۸۸شنبه ۳۰خرداد ۶۰ انگار همین دیروز بود. خیابان انقلاب، طالقانی و میدان فردوسی مملو از جمعیت بود. مرد و زن، پیر و جوان، دانشجو و دانشآموز، کارگر و کارمند به خیابان آمده بودند تا اعتراض خود را نسبت به بسته شدن آخرین راههای تنفسشان اعلام کنند.
از روز جمعه ۱۵ خرداد ۶۰ برای بسیاری مشخص شده بود که ارتجاع حاکم عزمش را برای یکدست کردن حاکمیت در بالا جزم کرده و میرود تا اولین جراحی بزرگ در حکومت را انجام دهد.
دو روز بعد بود که لاجوردی تحت عنوان دادستان انقلاب اسلامی مرکز، فرمان بسته شدن آخرین روزنامههای مستقل را داد. در این حکم که با تصویب شورای عالی قضایی و حمایت مستقیم بهشتی صادر شد روزنامه میزان متعلق به مهندس بازرگان، انقلاب اسلامی متعلق به ابوالحسن بنیصدر ، آرمان ملت ارگان حزب ملت ایران (داریوش فروهر) و نشریه جبههی ملی، عدالت و نامه مردم ارگان حزب توده که یکسره...
ادامه
|
|
آن کس که باید برود خامنه ای است تظلم خواهی از خامنهای، فرمانده کودتاچیان و انتظار از شورای نگهبان منصوب او برای برگزاری انتخاباتی دوباره، تلاشی است در مسیر سرگرم کردن مردم، خاموش کردن شعله آتش خشم آنها و هدایت سیل خروشان مردم به کویر و برهوت نظام ولایت فقیه.
آن کس که مرتکب تقلب شده نه احمدی نژاد است و نه شورای نگهبان. احمدینژاد تنها با دستبوسی از خامنهای به جاه و مقام دست یافته است. نه شورای نگهبان و نه احمدینژاد جرأت وارونه سازی آرا در این حد را ندارند. (۱) این پروژهای است که خامنهای مسئول و هدایتگر آن است. مسئولیت آنچه که در کشور میگذرد با خامنه ای است.
تجربه نشان داده است هرتلاشی که خامنهای را هدف قرار ندهد، محکوم به شکست است.
وقتی به فرمان خامنهای به کوی دانشگاه حمله شد تلاش باندهای رژیم در این خلاصه گردید که نقش او را کتمان کنند. عاقبت، دانشجویان زخم خورده را برای...
ادامه
|
|
کودتای جدید در رژیم کودتاخمینی در سال ۶۰ یک بار به صراحت اعلام کرد «اگر ۳۶ میلیون نفر بگویند آری من میگویم نه»! او دایرهی قدرت ولایت مطلقه فقیه در نظام جمهوری اسلامی را بی پرده بیان میکرد. امروز خامنهای از همان رهنمود خمینی استفاده میکند. جناحهای رژیم و به ویژه پیروان «امام راحل» نبایستی از این مسئله گلهای داشته باشند.
چنان که از ظواهر امر بر میآید کودتای سوم رژیم نیز با موفقیت به کار خود پایان خواهد داد. آنهایی که تا دیروز شیادانه حکومت احمدینژاد را محصول سیاست تحریم انتخابات معرفی میکردند امروز بایستی پاسخ دهند با وجود مشارکت فوقالعاده مردم در نمایش انتخابات، ادامه حکومت احمدینژاد محصول چیست؟
باید دید در این کودتا و حوادث پس از آن چه کسانی قربانی خواهند شد و آرایش جدید نیروها چه خواهد بود.
ادامه
|
|
با وزیر کشور کابینهی احتمالی کروبی آشنا شویمتوضیح کروبی برای شناخت این چهرهی جنایتکار به قدر کافی گویاست. او قرار است بیاید تا به تعبیر کروبی «مفاسد و ول انگاری را کنترل کند». او سابقهی ۱۷ سال مسئولیت عقیدتی سیاسی نیروی انتظامی در دوران خمینی و خامنهای را یدک میکشد. او یکی از جنایتکاران علیه بشریت است. وی در اوایل دههی ۷۰ در جریان مراسم سنگساری که در یکی از پایگاههای نیروی انتظامی برگزار شد کسی بود که اولین سنگ را به سمت قربانیان پرتاب کرد. در جریان این مراسم دو نفر از ابواب جمعی نیروی انتظامی، سنگسار شدند و نفر سوم به تخته شلاق بسته شد. صادر کننده این حکم ضدانسانی علی رازینی رئیس و حاکم شرع مجتمع قضایی نیروهای مسلح بود. توجه شما را به فیلم این مراسم جلب میکنم. در این فیلم در دقیقه شش و ۴۳ ثانیه میتوانید چهرهی محمدعلی رحمانی کاندیدای کروبی برای وزارت کشور را ملاحظه کنید.
افرادی چون رحمانی قرار...
ادامه
|
|
سید ابراهیم نبوی و پرده پوشی یک دهه جنایت و سرکوبنبوی در مورد نقش صرف مؤتلفه در جنایات رژیم دروغ میگوید. او دستان خونین خاتمی و همکارانش را پاک میکند. به یاد خوانندگان این نوشته میآورم که مهندس بازرگان در تاریخ ۱۵ مهرماه ۱۳۶۰ در مجلس شورای اسلامی نطق نیمه تمامی را ایراد کرد و به اعدامهای بیرویه و کشتارهای بیحساب و کتاب اعتراض کرد. سخنرانی او با شعارهای دیوانه وار «مرگ بر بازرگان» نمایندگان مجلس که «اصلاحطلب» های حکومتی اکثریتشان را تشکیل میدادند مکرراً قطع شد. عاقبت وقتی بازرگان به این جمله رسید که «مصيبتبارتر از همه و حاصل خشونتها و بيرحميها افزوده شدن ناراضيها و انتقامخواهان و برگشتكنندگان از انقلاب و دين است و حيثيت و حقانيت اسلام كه در دنيا لكهدار ميکند...» مورد هجوم خلخالی و چند نمایندهی هفت خط «خط امامی» که بعداً اصلاحطلب ها را تشکیل دادند قرار گرفت و با کتک او را از پشت تریبون...
ادامه
|
|
کندوکاوی در ارتباط با دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری پیشبینی آینده آنهم در منطقهی حساس خاورمیانه و ایران که به چهارراه حوادث در تاریخ معروف است به سختی امکان پذیر است. من هم قصد پیشگویی در مورد آینده را ندارم اما به نظر میرسد این آخرین باری است که روی ظرفیت تغییر رژیم از درون سرمایهگذاری میشود. در دوران دوم خرداد ۷۶ حزب توده و اکثریت، مائوئیستهای سابق و سلطنتطلبهای از نوع داریوش همایون و نیروهای مذبذب داخلی و خارج کشوری این چنین بی محابا و به طور علنی به میدان نیامده بودند. ظاهراً این آخرین تیر ترکش کسانی است که به نوعی به اصلاحات از درون رژیم دل بستهاند. ریاست جمهوری برآمده از انتخابات ۲۲ خرداد نمیتواند مشکلات لاینحل رژیم در سطح ملی و بینالمللی را حل کند. آینده این را به اثبات خواهد رساند.
بعید میدانم بازهم بتوان در آینده مردم را فریب داد. مطمئناً بعد از این انتخابات به خاطر عملی نشدن شعارها و وعیده...
ادامه
|
|
میرحسین موسوی و «برکات سازنده اسلام» ميرحسين موسوى در مهر ماه ۱۳۶۰ در مقام وزیر امور خارجهی دولت جمهوری اسلامی در مجمع عمومی سازمان ملل در نیویورک شرکت کرد و در همان جا با روزنامه نیویورک تایمز به گفتگو پرداخت. وی در پاسخ به اتهامى در مورد «اعدام هاى چند 10 هزار نفرى در ايران» به نيويورک تايمز گفت؛
«اصولاً اگر مى خواستيم چنين کشتارهايى انجام دهيم، انقلاب صد درصد شکست مى خورد. در ايران هر کس اعدام مى شود، بلافاصله مشخصات وى، جرائم و تمام ويژگى هايش اعلام مىشود.»
وى ادامه مى دهد؛
«چنين کشتارهايى مردم را از صحنه خارج مى کند.»
ادامه
|
|
اظهارات مصطفی تاجزاده در توجیه کشتار ۶۷۲۱ سال از کشتار زندانیان سیاسی در سال ۶۷ میگذرد. هنوز خانوادههای اکثر قربانیان از محل دفن عزیزانشان خبر ندارند. در این بین هشت سال قوه مجریه و چهار سال قوه مقننه در دست «اصلاحطلب» های حکومتی بوده است. توجیهات تاج زاده در مورد این جنایت بزرگ، سقف جدیدی است از وقاحت و بیشرمی گرگهایی که به لباس میش درآمدهاند.
کافیست اندکی در پاسخ تاج زاده دقت کنیم. استدلالهای او در توجیه کشتار ۶۷ بر پایههای زیر قرار گرفته است.
ادامه
|
|
متجاوز را «انتخاب» نمیکنند!اگر در موقعیتی قرار گیریم که مهاجمان بخواهند به ما تجاوز کنند، آیاملتمسانه خواهیم خواست آن که زیباتر و بلندبالاتر و خوشزبانتر است به ما تجاوز کند؟
آیا عاجزانه از آن کس که فکر میکنیم هنگام تجاوز، مراعات حال ما را هم میکند درخواست میکنیم که او پیشقدم شود؛
آیا تقاضا میکنیم که این کار با حداکثر «مهرورزی» انجام گیرد؟ آیا اظهار خوشحالی خواهیم کرد که تجاوز با خشونت کمتری انجام گرفته؛ یا تلاش خواهیم کرد که اصولاً مورد تجاوز قرار نگیریم. این که چقدر در جلوگیری از تجاوز آنها موفق شویم مد نظر نیست. در بسیاری از حالات چه بسا موفقیتی هم در کار نباشد اما لزوماً همراهی کردن با متجاوزین به هنگام تجاوز و انتخاب این که چه کسی به ما تجاوز کند درست نیست. بدترین و یا بهترین متجاوز فرقی نمیکنند. اشتباه نشود در این جا بد و بدتری وجود ندارد. شرکت در این «انتخاب» غلط است.
ادامه
|
|
مهدی کروبی و میرحسین موسوی و کشتار ۶۷به عنوان یک جان به در برده از کشتار ۶۷ و کسی که از نزدیک یک دهه جنایات سازمان یافتهی رژیم را به چشم دیده؛
به عنوان کسی که شاهد خاموش شدن صدای دوستان و رفقایش در راهروهای مرگ بوده؛
بر خودم لازم میدانم اجازه ندهم که قاتلان و پشتیبانان قتلعام عزیزانم لباس اصلاح طلبی به تن کنند و از «حقوق بشر» دم بزنند.
وظیفه من است که با «فراموشی» مبارزه کنم و به سهم خودم اجازه ندهم خون عزیزانم پایمال شود.
تکلیف ما و جامعه با امثال احمدینژاد از پیش مشخص است. برای همین لازم میدانم توضیح کوتاهی در ارتباط با موسوی و کروبی و نقششان در کشتار ۶۷ بدهم.
قصد من در اینجا تعیین تکلیف کردن برای مردم نیست. من نه در ایران به سر میبرم و نه بطور مستقیم دستی برآتش دارم. اما تلاش میکنم به کسانی که میخواهند تصمیم بگیرند کمک کنم. تلاش میکنم نقش کسانی را که در کشتار و شکنجهی بهترین فرزندان این...
ادامه
|
|
نگاهی به تاریخچهی شکایت علیه نقض حقوق سندیکایی و آزادی انجمنها توسط دولتهای ایران (بخش دوم)- برخلاف شکایتهای دههی سی شمسی علیه نقض حقوق سندیکایی توسط دولت شاهنشاهی که با هیچگونه موفقیتی همراه نبود کلیه شکایتهای صورت گرفته به ویژه در پنج سال گذشته با موفقیت همراه بوده و دولت جمهوری اسلامی در تمامی موارد محکوم شناخته شده است. دلیل عمدهی این تفاوت بر میگردد به
چگونگی تنظیم شکایتها و اطلاعات و اخبار و اسنادی که توسط شاکی در اختیار سازمان جهانی کار گذاشته شده است. در این رابطه میبایستی روی نقش بدون گفتگوی پیشرفت تکنولوژی ارتباطی تأکید کرد.
- حجم شکایتهای صورت گرفته از سال ۲۰۰۴ به بعد، رشد حرکتهای سندیکایی در ایران و لحن شدید، قاطع و بی سابقهی سازمان جهانی کار در محکومیت نقض حقوق سندیکایی توسط دولت جمهوری اسلامی و تعیین مهلت (۲۰۱۰) برای تغییر قوانین و رعایت کنوانیسیونهای کار توسط جمهوری، نشاندهنده شرایط سخت جمهوری اسلامی در این نهاد بینالمللی...
ادامه
|
|
نگاهی به تاریخچهی شکایت علیه نقض حقوق سندیکایی و آزادی انجمنها توسط دولتهای ایران (بخش اول)شکایتها تنها مربوط به وقایع پیش و بعد از کودتای ۲۸ مرداد و تضادهای حزب توده و اردوگاه شرق با دولت شاهنشاهی است. آخرین شکایت مربوط است به کشته شدن دکتر خانعلی در سال ۱۳۴۰. بعد از «انقلاب سفید» و طرح اصلاحات ارضی و رفرم در دولت شاهنشاهی و استقبال اتحادجماهیر شوروی و بلوک شرق و بالطبع حزب توده از این اصلاحات، مشاهده میشود که دیگر هیچ شکایتی از دولت ایران و سرکوب کارگران و نقض حقوق پایهای کار و آزادیهای سندیکایی در سطح بینالمللی از سوی مدعیان حمایت از حقوق کارگران و زحمتکشان صورت نگرفته است. کرونولوژی شکایتهای مطرحشده از دولت ایران در سازمان جهانی کار به خوبی ماهیت صرفاً سیاسی این شکایتها را که در پوشش حمایت از حقوق کارگران و زحمتکشان ایرانی مطرح شده نشان میدهد. سرکوب کارگران در دههی ۴۰ میلادی، دستگیری و به زندان افتادن فعالان کارگری هیچگاه به اطلاع مجامع...
ادامه
|
|
ناصر منصوری را روی برانکارد به قتلگاه بردندحمید اسدیان (کاظم مصطفوی) داستان کوتاهی دارد به نام «رقص در باد» که خود با تعبیر (غزل ـ قصهاي براي قتل عام شدگان67) از آن یاد میکند. داستان الهام گرفته شده از سرنوشت دردناک زندانی مجاهد ناصر منصوری است .
حمید اسدیان مینویسد: «رقص در باد»، قصه است و نه تاريخ نگاري مو به موي واقعيت. بغضي است ناگشوده. ترجيح مي دهم آن را غزلـ قصه بنامم.
به ياد ناصر و ناصرها...و مادرش و مادرها... »
تلاش حمید اسدیان برای به قصه درآوردن بغضهای ناگشوده قابل ستودن است. اما آنجا که وی در پیشدر آمد این «غزل – قصه» به معرفی ناصر منصوری میپردازد راه خطا میرود و با گزارش نادرست سرنوشت دردناک یکی از جاودانههای کشتار ۶۷، آن را در سطح پاورقیهای مجلات زرد پایین میآورد.
ادامه
|
|
نام واقعی مجید قدوسی چیست؟ مجید قدوسی یکی از مهرههای جنایتکار زندان اوین است که علیرغم مشارکت فعالش در شکنجه و کشتار دهه سیاه ۶۰ همچنان چهرهاش مخفی مانده است.
متأسفانه نه تنها گروهها و شخصیتهای سیاسی، بلکه زندانیان سیاسی هم به علت تشابه اسمی، او را فرزند قدوسی دادستان انقلاب اسلامی که توسط مجاهدین کشته شد معرفی میکنند!
علیرغم این که در چند سال گذشته و به ویژه در چاپ اول و دوم خاطرات و در مقالاتی که بر روی سایتهای اینترنتی انتشار دادم در ارتباط با مجید قدوسی توضیحات لازم را دادم اما متأسفانه مثمرثمر واقع نشد و تقریباُ غالب جریانها و گروههای سیاسی بر اشتباه خود پافشاری کرده و حاضر به تصحیح آن نیستند و یا دقت لازم را به عمل نمیآورند.
ادامه
|
|
سرهنگ سید لطفالله اتابکی کیست؟لطفالله اتابکی یکی از عناصر مرموز رژیم و از جمله جنایتکارانی است که دستش تا مرفق به خون آغشته است و متأسفانه به خاطر مخفیکاریهای رژیم و عدم پیگیری لازم از سوی نیروهای سیاسی اپوزیسیون چهرهاش برای مردم ایران مخفی مانده است.
افشای چهرهی این جنایتکاران از آن جهت مهم است که اطرافیان و یا بسیاری از همکارانشان از سابقه و عملکرد این افراد بیخبر هستند.
رفسنجانی در خاطراتش با آن که نام کوچک تمامی افراد را میآورد اما از ذکر نام کوچک وی خودداری میکند. در اسناد انتشار یافته از سوی رژیم نام کوچک وی ذکر نشده است. در سه جلد خاطرات ری شهری نام کوچک او تنها یک بار در جلد دوم آمده است. شاید آنجا هم از دستشان در رفته است. چرا که در خاطرات ریشهری اشتباهات فاحش حتا در ارتباط با پروندههای مشهور دیده میشود که در کتاب خاطراتم به یکی دو مورد آن اشاره کردهام.
ادامه
|
|
گفتگوی پژواک ایران با ایرج مصداقی در ارتباط با نقشگروههای چپ و مجاهدین در استقرار جمهوری اسلامی، حمایت از خمینی و...از آنجایی که در سیامین سالگرد برقراری جمهوری اسلامی نظرگاههای مختلفی در ارتباط با نقش گروههای سیاسی در استقرار این نظام مطرح شده است و همچنین کاربران سایت هم سؤالات زیادی را نه فقط در این زمینه بلکه در رابطه با مسائل دیگر نیز پرسیدهاند، نظر ایرج مصداقی را در این رابطه جویا شدیم.
پژواک ایران: به سیامین سال استقرار جمهوری اسلامی رسیدهایم، گفته میشود زمینه ساز برقراری این حکومت روشنفکران و نیروهای سیاسی چپ و مجاهدین بودند، نظر شما چیست؟
ایرج مصداقی: من با چنین دیدگاهی مخالفم. زمینه ساز برقراری جمهوری اسلامی، رژیم سلطنتی بود. هرچند انقلاب در ذات خودش ضد سلطنتی بود اما قدرت به دست حاکمانی افتاد که سلطنت را به شیوهی جدیدی ابداع کردند. در واقع جمهوری اسلامی ادامهی رژیم سلطنتی است.
ادامه
|
|
|
|
|