ایرج مصداقی  
  
Untitled Document
 
 
 
 

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

«فراز» و «رها» جدیدترین قربانیان «قتل‌های زنجیره‌ای»

داستان زندگی «فراز» و «رها» ، ادامه‌ی سرنوشت خونبار و تلخ نسلی است که پس از حاکم شدن نکبت اسلامی  بر کشورمان، در دهه‌ی ۶۰ به قربانگاه رفت. بیست و هشت سال از کشتار بیرحمانه‌ی زندانیان سیاسی در سال ۶۷ می‌گذرد و  من دردمندانه و با اندوه بسیار از خواهر و برادری می‌نویسم که در «پژواک» دادن به صدای قتل‌عام شدگان، به ویژه‌‌ قربانیان کشتار ۶۷ که آیت‌الله منتظری از آن به عنوان «بزرگترین جنایت جمهوری اسلامی» نام می‌برد، از هیچ چیز دریغ نکردند و عاقبت غریبانه خاموش شدند و به کهکشهان درخشان مبارزات مردم ایران پیوستند.  جانیان با قتل بیرحمانه‌ی آن‌ها برگ دیگری به کارنامه قطور جنایات رژیم جرم و جنایت افزودند.

    ادامه
محسنی اژه‌ای همچنان محرمانه حکم قتل صادر می‌کند

محسنی اژه‌ای طی سال‌هایی که به عنوان نماینده‌ی دادستانی در وزارت اطلاعات حضور داشت نقش فعالی در پروژه‌ی ربودن زندانیان سیاسی سابق مجاهد و سر به نیست کردن آن‌ها در پروژه‌ی «الغدیر» داشت. طی این سال‌ها مقامات امنیتی و قضایی مطلقا مسئولیت دستگیری آن‌ها را به عهده نمی‌گرفتند و به همین دلیل خانواده‌های زیادی همچنان از سرنوشت عزیزان‌شان بی‌اطلاع هستند.

    ادامه
رازینی قاتلی که به جنایاتش «افتخار» می‌کند


میترا و ماندانا مجاوریان که دخترعموی یکدیگر بودند روز اول و دوم دیماه ۱۳۶۰ به حکم رازینی در مشهد اعدام شدند. گفته می‌شود این دو قبل از اعدام به «عقد شرعی» پاسداران درآمده و مورد تجاوز قرار گرفتند. آقای مجاوریان را می‌بینم. پیرمرد پشت‌اش خمیده شده، چشمانش ناراحت است، اما همچنان در آرزوی اجرای عدالت است. این دو تنها زنانی نبودند که در دوران قدر قدرتی رازینی و پورمحمدی در مشهد اعدام شدند.

    ادامه
پورمحمدی جنایتکاری که شب‌ها راحت می‌خوابد
پورمحمدی با بیرحمی دستور می‌داد تا قبرهای اعدام شدگان با بولدزر صاف شود و اگر همراهی کاظم گورکن، قبرکن معروف بندرعباس نبود چه بسا خانواده‌ها هیچگاه موفق به شناسایی گورهای عزیزان خود نمی‌شدند. [5]
پورمحمدی سپس در بهمن‌ماه ۱۳۶۰ برای مدتی کوتاهی به قم بازگشت و هم‌درس روح‌الله حسینیان شد و بلافاصله به عنوان مبلغ به دزفول رفت اما چون نیاز به جنایتکار داشتند او فراخوانده شد و برای سرکوب به کرمانشاه رفت و به جنایات‌اش در غرب کشور ادامه داد. عاقبت وی در سال ۶۱ در مشهد به علی رازینی پیوست و این دو، سرکوب نیروهای سیاسی در استان خراسان را پی گرفتند.
    ادامه
آمار واقعی زندانیان قتل‌عام‌شده در تابستان ۶۷ و جعلیات پیرامون گور دسته‌جمعی

این آمارهای جعلی، مطلقاً به جنبش دادخواهی کمک نمی‌کند بلکه دیگر ادعاهای ما را نیز زیر سؤال برده و از اعتبار آن‌ها می‌کاهد. نباید اجازه دهیم مردم و نهادهای بین‌المللی اعتماد خود را به گزارش‌های ما از دست دهند. ضربه به اعتماد مردم جبران‌ناپذیر است. این ادعاهای دروغ به جانیان کمک می‌کند. ما نیاز به داستانسرایی و ارائه‌ی آمار دروغ نداریم. فاجعه به قدر کافی بزرگ است. 

    ادامه
فیلم کامل گفتگوی ایرج مصداقی با معاون مصطفی پورمحمدی در ژاپن

در طول گفتگو سعی می‌کردم آرامشم را حفظ کنم تا بلندیان به ادامه‌ی صحبت راغب شود. او از این امکان برخوردار بود که هر لحظه گفتگو را قطع کند و یا از مأموران امنیتی اجلاس بخواهد مانع کار ما شوند. فکر نمی‌کردم امکان گفتگویی ۳۵ دقیقه‌ای دست دهد به همین دلیل در حالی که با او صحبت می‌کردم سعی داشتم به مطالبی که مهم بود اشاره کنم بدون این که حساسیت او را جلب کنم. برای همین سعی می‌کردم کلماتی را به کار نبرم که باعث واکنش او شود. و همین گفتگو را سخت می‌کرد. باید به گونه‌ای رفتار می‌کردم و سخن می‌گفتم که او فکر کند یک دیالوگ معمولی بین دو نفر با نظرات متفاوت است. خوشبختانه او تا انتهای گفتگو، مرا نشناخت.   

    ادامه
«حاجی علوی و حاجی فلاحی» یا «حاجی رجوی و حاجی خزایی»

این بی‌شرم و حیا وعده داد که «بزودی در یک بررسی جرم شناسی و کشف جعل و دستکاری در سند» به این موضوع خواهد پرداخت. «جرم شناس» فرقه و مأمور ۰۰۷ متخصص «کشف جعل و دستکاری در سند»، نمی‌دانست که ولی‌نعمت‌های او در جای دیگری بند را آب داده‌ و همین عکس را که «کارشناس» و «جرم‌شناس» زهوار در رفته مدعی است «ناشیانه توسط حاجی علوی و حاجی فلاحی» تولید شده، دو سال پیش با یک «افتضاح بی‌سابقه» چاپ کرده و همان موقع نیز بیشرمانه واقعیت را وارونه جلوه داده بودند. در واقع تلاش «مأمور ۰۰۷» و پیش کشیدن داستان «شگرد دستکاری در سند» دردی از دردهای بی‌درمان فرقه و «رهبر مرحوم» و «رئیس جمهور برگزیده»‌ی سوگواراش را درمان نمی‌کند.

    ادامه
گفتگو با آوایی بازرس ویژه روحانی و خلف‌رضایی قاضی دیوان عالی‌ کشور، عاملان کشتار دهه‌ی ۶۰ ‏‏(بخش دوم) ‏

امام عزیز و آگاه ما دارای بصیرت الهی بوده و از امام زمان خط و مشی‌ها را دریافت می‌كرده‌اند و البته كه ایشان به وضوح آگاه بر خطر این جانیان در بند بود و می‌دانستند كه چنانچه اینها به درك واصل نشوند تهدید بدی برای جامعه و امت حزب‌الله خواهند بود و البته كه پدر اینها كه آمریكای فاسد و امپریالیسم خونخوار باشد نتوانسته نظام مقدس جمهوری اسلامی را تغییر بدهد یا چوبی لای چرخش بگذارد اما موضوع كشته‌شدن بخشی از مردم بوده است. شما فكرش را بكنید جامعه‌ای كه هشت سال تمام در جنگی نابرابر در جبهه‌های مختلف بوده و حالا بالطبع از نفس افتاده و نیروهایش خسته‌اند و مهمات رو به پایان است، در فردای قطع نامه معروف ۵۹۸ یكهو با ستون عظیمی از این مارمولك‌ها و حشرات موذی مواجه میشود! با طوفان ملخ‌ها و سوسكها مواجه می‌شود!؟ خب؟ انتظار عقلی و سیاسی و نظامی چه حكم می‌كند؟ 

    ادامه
گفتگوی اختصاصی با علیرضا آوایی یکی از مسئولان کشتار ۶۷ (قسمت اول)

 

به سختی می‌توان اعتماد جانیانی چون آوایی و خلف‌رضایی را کسب کرد. امکان گفتگو از طریق تلفن راجع به موضوع اعدام‌های دهه‌ی ۶۰ با آن‌ها تقریباً غیرممکن بود. آوایی به مخیله‌ی عقلش هم خطور نمی‌کرد برای انجام گفتگو با وی، طرح مراجعه به منزلش ریخته شود. برای انجام گفتگوی حضوری یکی از جوانان در جنوب کشور، با فراهم آوردن تمهیدات لازم به دیدار او در منزلش رفت.
آوایی مانند بسیاری از صاحب‌منصبان رژیم، دارای دو همسر رسمی و تعدادی نامعلوم صیغه به وقت لزوم است. او اصالتاً دزفولی است و یکی از همسران او در اهواز زندگی می‌کند. 
    ادامه
نگاهی گذرا به ریشه‌های قتل‌عام زندانیان در سال‌های ۶۰ و ۶۷
۱۵ سال پیش وقتی تصمیم گرفتم خاطرات دوران دهه‌ ساله‌ی زندانم را بنویسم، اولین بخش کتاب چهارجلدی «نه زیستن نه مرگ» که نوشتم، همین بخش بود. البته در ترکیب کتاب در جلد چهارم «... تا طلوع انگور» آمده است. در واقع با این نگاه بود که آغاز به نوشتن یک دوره از تاریخ کشورمان که در زندان‌های تهران، شکل گرفته بود، کردم. می‌خواستم تجربه‌‌ای را که به بهای سنگینی به دست آورده بودم، با نسلی که آن دوران را ندیده و یا فراموش کرده است در میان بگذارم.
امروز بعد از ۱۵ سال به انتشار دوباره‌ی تمام و کمال آن در قالب یک مقاله اقدام می‌کنم و از همه نیروها و شخصیت‌های سیاسی دعوت می‌کنم فارغ از همه‌ی حب و بغض‌ها، در آن اندیشه کنند. آیینه‌ای است که خودمان را در آن می‌توانیم ببینیم.
    ادامه
دلایل واقعی کشتار زندانیان سیاسی در سال ۶۷

در سال ۱۳۸۵ مقاله زیر را با استفاده از آن‌چه که در جلد سوم کتاب «نه زیستن نه مرگ» خاطراتم از دوران زندان آمده است، تهیه کرده و انتشار دادم. انتشار فایل صوتی مربوط به دیدار اعضای هیأت کشتار ۶۷ با آیت‌الله منتظری و تأکید ایشان روی برنامه‌ریزی این کشتار از سال‌ها قبل، مرا واداشت تا این مقاله را دوباره انتشار دهم؛ باشد که به روایت واقعی تاریخ میهن‌مان و یکی از بیرحمانه‌‌ترین کشتارهای تاریخ معاصر کمک کند. جانیان و حامیان‌شان از «بیت‌امام» گرفته تا جعفر منتظری «دادستان کل کشور» و «صادق لاریجانی» و «موسوی بجنوردی» و ... می‌کوشند ادعاهای آیت‌الله منتظری را غیرواقعی جلوه دهند. 

    ادامه
ادعای جدید فرقه «صاحب‌مرده» رجوی مبنی بر عضویت من در هیأت کشتار ۶۷!

«فرقه صاحب‌مرده» رجوی، در سراشیبی سقوط هر روز ابعاد جدیدی از پستی و رذالت را به نمایش می‌گذارد. این فرقه با سرقت نام «پژواک ایران» و با راه‌اندازی وبلاگ جعلی «پژواک ایران زمین»، با دست‌بردن در نوار صوتی دیدار آیت‌الله منتظری با اعضای هیأت کشتار ۶۷ و تغییر بخشی از آن، مدعی شده است که در جریان کشتار ۶۷ من به اعضای هیأت کشتار ۶۷ در مورد اعدام زندانیان «مشورت» داده‌ام. و مرا به عنوان یکی از «عاملان و دست‌اندرکاران قتل‌عام‌های دهه‌ ۶۰» معرفی کرده‌اند.

    ادامه
گزارش کذب هیأت کشتار ۶۷ به آیت‌الله منتظری

اعضای هیأت همچنین تأکید می‌کنند که حدود ۲۶ نفر را که در زمان دستگیری ۱۶، ۱۷ ساله بودند اعدام نکرده‌اند. این هم کذب محض است تا همان تاریخ افراد زیر که من غالب آن‌ها را از نزدیک می‌شناسم و با تعدادی از آن‌ها همسلول بوده‌ام، اعدام کرده بودند. این افراد در هنگام دستگیری بین ۱۵ سال تا ۱۷ سال سن داشتند.

    ادامه
خروج مأموران ساواک از کشور در دیماه ۵۷،سفر به اسرائیل و اخراج از این کشور(گفتگو با پرویز معتمد)

قط بختیار شنود نمی‌شد، دستور ریاست کمیته این بود که مکالمات افراد مورد تماس ارتشبد قره‌باغی و شاهپور بختیار همه روزه قبل از ۶ بعدازظهر به دفتر ریاست ساواک ارسال شود. از بخش فنی درخواست کردم ۵ نوار خط تلفن.... (مربوط به شاهپور بختیار، قره‌باغی، کریم سنجابی، مهندس مهدی بازرگان و احمد صدر حاج‌سیدجوادی) قبل از ۱ بعد اظهر تا اطلاع ثانوی به دفتر کمیته تحویل گردد. 

    ادامه
پاسخی به ادعاهای بهروز جلیلیان در مورد«نه زیستن نه مرگ»
نکته‌ای که جلیلیان و تراب حق‌شناس روی آن حساب نکرده بودند این بود که متن بازجویی‌های حسین روحانی منتشر شده باشد. آن‌ها پیش خود فکر کرده بودند در نبود حسین روحانی و مسعود جیگاره‌ای می‌توانند با گرفتن قیافه حق به جانب، منکر همه‌ی قضایا شوند و من را متهم به دروغگویی و داستانسرایی کنند.
در این مورد برای محک زدن و سنجش میزان صداقت آقای تراب حق‌شناس و آقای جلیلیان و نشان دادن بی‌پرنسیبی‌هایی که برای پوشاندن حقایق انجام داده‌اند توجه شما را به متن بازجویی‌ حسین روحانی که در صفحه‌‌ی ۳۵۸ کتاب «بررسی تغییر ایدئولوژی سازمان مجاهدین خلق ایران در سال ۵۴» انتشار یافته جلب می‌کنم.
    ادامه
حقوق بشر

از سایت‌های دیگر

گفت‌وگو

Untitled Document

دوشنبه ۵ مهر ۱۳۹۵ 
 ۲۶ سپتامبر ۲۰۱۶