جاسوسی وابستهی فرهنگی سفارت جمهوری اسلامی در لندن علیه دانشجویان ایرانی علی محمد حلمی وابستهی فرهنگی سفارت جمهوری اسلامی در لندن، طی نامهای خطاب به دانشکدههای بریتانیا که در آنها رشتههای علوم انسانی و اجتماعی تدریس میشود، مدعی شده است که «مرکز ترویج روابط آکادمیک در تهران»، Centre for Promoting Academic Relations in Tehran امکاناتی را در اختیار محققان و دانشجویان رشتههای فوقلیسانس و دکترا قرار میدهد. او در نامهی خود اظهار داشته که سفارت جمهوری اسلامی ایران آماده است تا ارتباط دانشکدههای فوق و افراد مشغول به تحصیل در آنها را با این مرکز در تهران برقرار کند تا بتوانند از همکاری آن برخوردار شوند.
ادامه
|
|
«باغها آنگاه که شکفتهترند کولهی پاییز را پربار میکنند»خودش میگفت آخرین باری که سر قرار رفتیم به شدت هوس کشیدن سیگار کرده بودم. به بازجویم گفتم : «راستش، علامت سلامتی قرار این است که من سیگاری روشن در دست داشته باشم تا سوژه ی مورد نظر به من نزدیک شود. آنان چاره ای جز پذیرش ادعایم نداشتند و به همین منظور سیگاری آتش زده و به دستم دادند؛ نمیدانی چه حالی کردم؛ تا به حال هیچ سیگاری به من اینقدر لذت نداده بود ! ولی لذت آن را بعد از پی بردن به ترفندم از دل و دماغم در آوردند، طوری که کارم به بهداری و تخت دیالیز کشید. »
در خردادماه ۶۱ در پی ضربات متعددی که بخش اجتماعی مجاهدین متحمل شد، مسئولان بالاتر تشکیلات نیز دستگیر شدند و به این ترتیب اسماعیل دوباره به زیر شکنجه برده شد. اسماعیل در دادگاه نیز از حاکم شرع کتک خورد.
ادامه
|
|
«از اوج و موج نگاهت عشق پیدا بود» هشتم مهرماه، ۲۹ سال از اعدام شهلا و معصومه و طیبه در دوران «طلایی امام راحل» میگذرد. داستان زندگی دردناک اما غرورآفرین هر یک از آنها میتواند پرده از چهرهی زشت و پلید حاکمان میهنمان بردارد و گویای رنجی باشد که نسل بر آمده از انقلاب ۵۷ در سیاهترین روزهای تاریخ میهنمان متحمل شد. این سه نفر تنها زنان به رگبار بسته شدهی هشتم مهرماه ۱۳۶۱ نبودند. تا آنجا که میدانم نادیا کاویانی، صغرا خلدی، که در بهشت زهرا قطعهی ۹۱ ردیف ۱۷۷ شماره قبر ۵۳ و فاطمه معزی که در قطعهی ۹۱ ردیف ۱۷۷ شمارهی قبر ۴۰ آرمیدهاند نیز همان روز به شهادت رسیدند و چه بسا زنان دیگری که در همان جوخه به خاک افتادند. (شرمندهی رویشان که نتوانستم لااقل عکسهای قبرشان را تهیه کنم)
ادامه
|
|
به یاد شهلا و فریده و همهی جاودانگان «از میان شما کسی آیا
نام خواهران گمنام برکهها را بر بوم ماه خواهد نوشت
آوای دختران سرو و صنوبر را
در جنگل بکر ستیزهها خواهد شنید»
بیست دوم- سوم شهریور ماه ۶۰ بود که مطلع شدم تعدادی از زنان مجاهد که پس از ۳۰ خرداد ارتباطشان با مجاهدین قطع شده بود میخواهند دوباره فعالیتشان را از سر بگیرند. آنها پیشتر در ارتباط با «انجمن توحیدی رسالت» یکی از تشکیلاتهای وابسته به بخش اجتماعی مجاهدین در شرق تهران فعالیت میکردند. در شرایط جدید که همه چیز به هم ریخته بود قرار شد موقتاً در ارتباط با آنها باشم تا ترتیب وصلشان به قسمت مربوطه داده شود. از این که میدیدم نیروی تازهای به تشکیلات وصل میشود خوشحال بودم. در وانفسایی که هر روز خبر از دستگیری و یا اعدام بچهها میرسید، در شرایطی که به خاطر فضای هولناک سرکوب، بسیاری از فعالان سیاسی عطای مبارزه را به لقایش...
ادامه
|
|
رقص ققنوسها و آواز خاکستر ۲۲ سال از کشتار زندانیان سیاسی در تابستان ۶۷ میگذرد. جنایتکاران در این مدت کوشیدهاند تا ابعاد این فاجعه هولناک همچنان مخفی باقی بماند. تلاشهای صورت گرفته برای روشن شدن محل دفن قتلعام شدگان ۶۷ همچنان بینتیجه مانده و هزاران خانوادهی داغدار هنوز از محل دفن عزیزانشان بیخبرند.
تحقیق و بررسی این قتلعام، گردآوری اسناد و مدارک، روشن کردن ابعاد واقعی آن و فراهم کردن مقدمات برپایی یک دادگاه بینالمللی برای رسیدگی به این جنایت هولناک برعلیه بشریت، کار یک نفر و یک گروه نیست بلکه نیازمند تلاشی سازمانیافته و در سطح ملی است و همکاری همهی فعالان و سازمانهای اجتماعی و سیاسی را میطلبد. تا انجام چنین مهمی، اما هریک از ما میتوانیم و بایستی در گردآوری و انتشار دیدهها و دانستهها و یافتههای خود تلاش کرده و با گرامیداشت یاد این عزیزان، و به منظور مبارزه...
ادامه
|
|
محمد سلیمی یکی از جنایتکاران علیه بشریت و دستاندرکاران قتلعام ۶۷ محمد سلیمی یکی از جنایتکاران علیه بشریت است که در طول سه دههی گذشته در مقام حاکم شرع
جنایات زیادی را مرتکب شده است.
وی متولد ۱۳۳۳ در یکی از روستاهای همدان و از پرورشیافتگان مدرسهی حقانی (منتظریه) در قم است که در سال ۵۹ توسط بهشتی و قدوسی به دستگاه امنیتی و قضایی راه یافت و به عنوان حاکم شرع در استانهای تهران، خراسان، فارس و همدان مشغول به کار شد. وی به مدت ۶ سال ریاست دادگاه انقلاب همدان را نیز به عهده داشت و یکی از اعضای هیئت کشتار در سال ۶۷ در استانهای مرزی بود.
سلیمی در ارتباط با نقش خود در برپایی این دادگاهها میگوید:
ادامه
|
|
ایرج مصداقی:راه بهبود حقوق بشر در ایران از رسیدگی به قتل های ۶٧ می گذردپس از گذشت نزدیک به ربع قرن از اعدام دسته جمعی زندانیان سیاسی،هنوز این دوره از تاریخ جمهوری اسلامی پر از معماها و رازهای ناگشوده است. اعدام ها از 5 مرداد 1367 آغاز و تا اواخر شهریور ان سال ادامه داشت. گره های کور این فاجعه حقوق بشری چندان پر شمار است که پس از این همه سال هنوز نه درباره آمران و عاملان آن اتفاق نظر وجود دارد، نه ارزیابی دقیقی از تعداد قربانیان در دست است، نه درباره انگیزه ها و دلایل اعدام ها تحلیل واحدی ابراز شده و نه نام و نشانی بر قبور خیل عظیم قربانیان است. همه چیز در پرده و هر ناظری بنابر ظن خود به تحلیل واقعه می پردازد.
حکومت روایت خود را از ماجرا دارد و می گوید که اعدام زندانیان در واکنش به عملیات مسلحانه سازمان مجاهدین خلق برای سرنگونی جمهوری اسلامی و احتمال تبانی و شورش در زندان به قصد پیوستن به عملیات صورت گرفته است. شاهدان عینی یعنی کسانی که آن زمان در...
ادامه
|
|
دادخواهی، گفتگو با منیره برادران، ایرج مصداقی و مهدی اصلانی روانِ آزرده یک فرهنگ اجتماعی را شاید بتوان در طرحِ آفرینشهای ماندگارش از بستر تاریخ باز یافت. و شاید بتوان در فرایندی طولانی با همان آفرینشهای سروده و ترجمان دردها به نوعی از مداوای ذهنیتی تنیده شده در هراس و دهشت و درد باور آورد. سرزمین ما قرنهاست که این ویژگیهای دردآفرین را بر گرده روان اجتماعی از نسلی به نسل دیگر انتقال میدهد و انبوهی از دادخواهیهای بیپاسخ را با خود همراه آورده است. شاید برای یافتن چراییهای تولید دهشت و درد از گذشتههای دور تاریخ، شواهد ، ذهنیت و عواطف ضرور را برای یافتن حقایق در دست نداشته باشیم ، اما بیشک جنایات سی و سه سال معاصر را میتوانیم در نهاد و جوهری حقیقتیاب بکاویم ، و نگذاریم غبار تاریخ و گذر زمان، این جنایات را نیز، از محاکمهای عدالتخواهانه در پوشش خود مدفون سازد. اجتماع انسانی معاصر نمیتواند ذهنیت و یادمان دردهای خود...
ادامه
|
|
گفتگو در مورد گزارشگر ویژه شورای حقوق بشرانتخاب گزارشگر ویژه شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد برای بررسی وضعیت حقوق بشر ایران که از سوی شورا نگران کننده ارزیابی شده بود استقبال مدافعان ایرانی حقوق بشر را به همراه داشت. به نظر میآید جامعه ایرانی به خصوص نسل جوان ایران تمایل زیادی برای اطلاع یافتن در این باره و مواردی چون اهمیت گزارشگر، کارکردها، نحوه تعامل و حتی شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد دارد. از این رو با ایرج مصداقی، محقق و فعال حقوق بشر که تجربه عینی از گزارشگران پیشین حقوق بشر ایران داشته به گفتگو نشستهایم که حاصل آن عینا در پی میآید.
آقای مصداقی با تشکر از پذیرش این گفتگو، اجازه بدهید در اولین پرسش به بررسی منابع شورا بپردازیم، با توجه به اینکه سازمانهای بین المللی مدافع حقوق بشر و بسیاری از نهادهای همکار با سازمان ملل امکان فعالیت آزادانه در ایران ندارند، شورا بر پایه کدام اسناد وضعیت حقوق بشر...
ادامه
|
|
مروری بر روایت هاشمی رفسنجانی از پایان قتلعام ۶۷ و اطلاعات ارائه شده از سوی دادستانیقتلعام در زندانهای اوین و گوهردشت در ۱۳ شهریور ۱۳۶۷ به پایان رسید. ظاهراً پس از توقف ماشین کشتار، بین نهادهای مختلف تصمیمگیرنده در مورد ادامهی پروژهی قتلعام زندانیان سیاسی اختلاف نظر شدید وجود داشته و از آنجایی که «شرعاً» و «قانوناً» توافقی بینشان حاصل نمیشود موضوع برای تعیین تکلیف نهایی به به «ولی امر مسلمین» یعنی خمینی احاله میشود که قتلعام بر اساس فرمان وی صورت گرفته بود. خمینی نیز مجمع تشخیص مصلحت را مأمور رسیدگی به این امر میکند تا با در نظر گرفتن «مصلحت» نظام در مورد ادامهی کشتار تصمیمگیری کند.
ادامه
|
|
با آب هفت دریا نیز ننگ کشتار ۶۷ را نمیتوان شستمیدانم که موسوی و کروبی در بازداشت خانگی بسر میبرند و به دلایل گوناگون تمایلی نداشتم که در این شرایط به نقش موسوی و همراهان او در سرکوب دههی ۶۰ و کشتار ۶۷ بپردازم، اما چه کنم که نمیتوانم در برابر تحریف تاریخ و به ویژه کشتار ۶۷ آنهم در بیستو سومین سالگرد این کشتار فجیع سکوت کنم. نمیتوانم چشمم را بر حق آنانی که نیستند تا از خود دفاع کنند ببندم. در این میان اگر اشکال و ایرادی هم هست به «متولیان امامزاده» بر میگردد که حرمت «امامزاده» را نگاه نمیدارند.
ادامه
|
|
آیا مجید انصاری راست میگوید؟مجید انصاری در گفتگو با سایت جماران که در رسانههای رژیم بازتاب گستردهای داشته به چگونگی برکناری لاجوردی از ریاست سازمان زندانها و مسئولیت خود در سازمان زندانها اشاره کرده است. وی در این گفتگو نقش خود در کشتار ۶۷ را تکذیب کرده و اشاره نموده که وی در سال ۶۶ برای شرکت در انتخابات سومین دوره مجلس شورای اسلامی استعفا داده بود و لاجرم در کشتار ۶۷ مسئولیتی نداشت.
بسیاری از دوستان از طریق ایمیل و فیسبوک صحت و سقم ادعاهای وی را از من پرس و جو کردهاند.
از نظر من مجید انصاری در مورد این که نقشی در کشتار ۶۷ نداشته راست میگوید؛ من در صفحه ۳۹ جلد سوم خاطرات زندانم «تمشکهای ناآرام» به این موضوع اشاره کرده و نوشتهام:
ادامه
|
|
آندریاس آگوئیلار اولین نماینده ویژه بررسی وضعیت حقوق بشر در ایران در هفتههای اخیر و به ویژه پس از انتخاب احمد شهید، وزیر امورخارجه سابق مالدیو از سوی شورای حقوق بشر به عنوان گزارشگر ویژه نقض حقوق بشر در ایران، به نادرست از رینالدو گالیندوپل به عنوان اولین نماینده ویژه یا گزارشگر ویژه نقض حقوق بشر در ایران نام برده شده است.
حال آنکه، آندرس آگوئیلار Andres Aguilar اولین نماینده ویژه کمیسیون حقوق بشر برای بررسی وضعیت نقض حقوق بشر در ایران بود که در ۱۹ اکتبر۱۹۸۴برابر با مهرماه ۱۳۶۳ براساس قطعنامه ۵۴/ ۱۹۸۴ از سوی رئیس کمیسیون حقوق بشر به این سمت تعیین شد.
انتخاب او اقدام هوشمندانهای بود از سوی کمیسیون حقوق بشر؛ چرا که وی علاوه بر آنکه جزو برگزارکنندگان اولین کنفرانس جهانی حقوق بشر در تهران در آوریل ۱۹۶۸ (۱) بود، عضو و یکی از دو رئیس "کمیسیون ملل متحد برای بررسی و تحقیق در مورد جنایات شاه" در فوریه ۱۹۸۰بود و با ایران آشنایی داشت.
ادامه
|
|
در اصل ایستادگی در مقابل استبداد اشتباه نکردیم در آستانهسیامین سالگرد ۳۰ خرداد، با داشتن تجربیاتی چون نحوهبرخورد نظام جمهوری اسلامی با حزب توده و سازمان فدائیان اکثریت و چگونگی برکناری آیتالله منتظری و حصر ایشان، عدم تحمل خیرخواهانی چون بازرگان و سحابی و به حبس کشیدن همراهان آنها در سنین بالای ۸۰ سال و در بستر بیماری، چگونگی سرکوب دراویش، و از همه مهمتر چگونگی برخورد با جنبش خرداد ۸۸ بیش از پیش معتقدم چنانچه ۳۰ خرداد ۶۰ پیش نمیآمد و مجاهدین خویشتنداری نشان داده و در مقابل آیت الله خمینی کرنش میکردند قطعاً این سرکوب در روزهای بعد و سالهای بعد به نوعی دیگر خود را نشان میداد. رژیم ولایت وفقیه عزم جزم کرده بود که پتانسیل برآمده از انقلاب ضدسلطنتی را نابود کند.
ادامه
|
|
با چهرهی مجید قدوسی یکی از مسئولان کشتار ۶۷ آشنا شویم وی در جریان کشتار ۶۷ مسئول دارزدن زندانیان سیاسی در اوین بود. گروه ضربت اوین و جلادان جان ستان تحت نظارت او به اجرای احکام صادره از سوی هیئت کشتار میپرداختند. آن ها در طول روز به بازی پینگ پونگ مشغول بودند و در ایام فراغت طناب به گردن زندانیان میانداختند.
مجید ملاجعفر «قدوسی» در سال ۶۸ پس از درگیریهایی که در جریان اجتماعات پس از مسابقهی فوتبال به وجود آمد، برای کنترل هرچه بیشتر تماشاچیان و امنیتی کردن فضای فوتبال به ریاست استادیوم آزادی رسید. همان موقع حمید کریمی که وی نیز یکی از شکنجهگران اوین بود و مدتی نقش جلاد در اتاق شکنجه را به عهده داشت مسئول استادیوم امجدیه شد.
ادامه
|
|
کدیور و روایت کشتار ۶۷ کدیور یکی از پیروان «امام راحل» و «دلسوزان نظام» است که بعد از رانده شدن از «امالقراء اسلام» تلاش کردند تا به زعم خود در پایتختهای «بلاد کفر» حضور به هم رسانده و بساط «مارگیری» اصلاحات را در آنجا پهن کنند و راه را برای هرگونه تغییر واقعی در ایران ببندند.
اتفاقی نیست که کدیور پیشنماز مسلمانان واشنگتن میشود، سید مجتبی واحدی تحت عنوان «سخنگوی کروبی» در لندن اقامت میکند، اردشیر امیر ارجمند سخنگوی موسوی در پاریس میشود و زوج عطاءالله مهاجرانی و جمیله کدیور لندن را برای اقامت خود انتخاب میکنند و سید ابراهیم نبوی بروکسل نشین میشود.
بیجهت نیست که شاخه خارج از کشور «مجاهدین انقلاب اسلامی» هم متولد میشود و سخنگو هم پیدا میکند. در شبکههای ایجاد شده در آمریکا و اروپا توسط دیپلماتهای سابق رژیم، از محمد جعفر محلاتی سفیر سابق رژیم در نیویورک و عباس ملکی،کمیته...
ادامه
|
|
|
|
|