ایرج مصداقی  
  
Untitled Document
 
 

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

سانسور زنان در انتخابات کانون نویسندگان ایران !
در خبرها آمده است که در تاریخ هجدهم تیر ماه هشتاد و هفت انتخابات مجمع عمومی کانون نویسندگان ایران به صورت پستی برگزار گردید. روش برگزاری انتخابات به صورت پستی به دلیل ممانعت مقامات امنیتی و اطلاعاتی جمهوری اسلامی از برگزاری مجمع عمومی در هفت سال گذشته بوده است. نکته قابل تأمل آن که در میان ۱۵ عضو منتخب هیأت دبیران کانون نویسندگان تنها نام ۲ زن به چشم می‌خورد ! در بین ۵ عضو منتخب هیات دبیران کانون که عبارتند از ناصر زرافشان، علی‌اشرف درویشیان، فریبرز رئیس دانا، جاهد جهانشاهی و اکبر معصوم بیگی متأسفانه نام هیچ زنی دیده نمی‌شود! همچنین در میان ۵ عضو علی‌البدل کانون نویسندگان که عبارتند از محسن حکیمی، حسینعلی نوذری، رضا خندان مهابادی، فرخنده حاجی زاده و یوسف عزیزی بنی طرف، خانم فرخنده حاجی زاده به قید قرعه نفر چهارم شده است. در بین بازرسان و بازرس علی‌البدل...     ادامه

«غنی سازی» دروغ و «توسعه» جعل در دستگاه رژیم
چند سالی است که دستگاه امنیتی و تبلیغاتی رژیم با صرف بودجه هنگفت با راه اندازی به اصطلاح سازمان های پژوهشی گوناگون تلاش می کند تاریخ واژگونه ای را تحویل نسل جوان و آنهایی که دوران پیش از سی خرداد را به یاد ندارند، دهد. در طول این سال ها کتاب ها و مصاحبه های فراوانی به منظور مسموم کردن فضا توسط این نهادها انتشار یافته است. سایت آفتاب ارگان تبلیغاتی مجمع تشخیص مصلحت رژیم، برای «توسعه» تحریف تاریخ، مرتضی محمدخان یکی از اعضای شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی (که نقش اساسی در جنایات رژیم پس از انقلاب داشت) و شورای مرکزی حزب «اعتدال و توسعه» (نزدیک به رفسنجانی) را به صحنه آورده است.     ادامه

پاسخ به «فراخوان» فریدون گیلانی و ذکر چند خاطره
تازه سال 1996 آغاز شده بود و قرار بود موریس کاپیتورن نماینده ویژه دبیرکل ملل متحد برای بررسی وضعیت حقوق بشر به ایران برود. او به تازگی جایگزین رینالدو گالیندوپل شده بود و رژیم برنامه های زیادی برای او در نظر داشت. با شور و هیجان زیادی به ژنو رفته بودم تا داستان رنج و مصیبت یک نسل را که شاهدش بودم، نزد او شهادت دهم. شب تا صبح نخوابیده بودم. در فکر این بودم که چگونه از فرصت به دست آمده برای بیان جنایات رژیم استفاده کنم. با توجه به تجربه ای که از سه دیدار گالیندوپل از ایران و توطئه های رژیم در آن ایام برای منحرف کردن ذهن نماینده ویژه کسب کرده بودم، سعی داشتم کاپیتورن را آگاه کنم و اطلاعات لازم را در اختیارش قرار دهم تا رژیم نتواند با صحنه سازی او را از هدفش باز دارد. این بار رژیم سیاست پیچیده تری را در پیش گرفته بود. هنگام حضور گالیندوپل در ایران رژیم تازه سازمان «دفاع از قربانیان...     ادامه

روایت وارونه‌ی مسعود بهنود و محسن سازگارا از ۳۰ خرداد
دستگاه تبلیغاتی رژیم با صرف بودجه‌های عظیم سال‌هاست به تحریف تاریخ دست زده و در این راه از همراهی برخی روشنفکران به خدمت درآمده و قلم به دستان نان به نرخ روز خور نیز برخوردار است. یکی از اهداف این دستگاه و عوامل و ریز و درشت آن در داخل کشور این است که مسئولیت جنایت‌های انجام گرفته از سوی رژیم را به دوش مخالفان و قربانیان انداخته و از خود سلب مسئولیت کند. در خارج از کشور از آن‌جایی که زمین بازی رژیم نیست دستگاه تبلیفاتی رژیم و عوامل ریز و درشت آن تلاش می‌کنند این مسئولیت را به صورت توأمان به دوش مخالفان و قربانیان رژیم از یک سو و لاجوردی که به هلاکت رسیده از سوی دیگر بیاندازد و به این ترتیب قربانی را به جای جلاد بنشانند.     ادامه

دوزخ روی زمین- گفتگوی مجید خوشدل با ایرج مصداقی
* یا کسانی که در «واحد مسکونی» بوده‌اند و اغلب سکوت کرده‌اند. ـ حتماً! که اتفاقاً در کتاب «دوزخ روی زمین» صحبت‌هایی با تعدادی از این افراد داشته‌ام که در واحد مسکونی بوده‌اند، بدترین شکنجه‌ها را تحمل کرده‌اند و در بدترین نقطه‌های زندان بوده‌اند. آنان تجربه‌هایی دارند که بشریت در قرون جدید آنها را تجربه نکرده‌ است. طبیعتاً صبحت کردن با این افراد راجع به چیزهایی که از سرگذرانده‌اند، می‌تواند بخش دیگری از واقعیت زندان [رژیم اسلامی] را باز کند و... * به ریشه‌ها نگاه کنیم! آیا اعتقاد نداری که ماهیت آن دسته از روایت‌های زندان، داستان‌سرایی‌ها، و همه‌ی آن اظهارات و نوشته‌هایی که برای حفظ روابط محفلی ـ گروهی، برای تأمین کردن منافع سازمانی، و برای منافع حقیر شخصی گفته یا نوشته‌ شده؛ به زبان ساده تاریخ سازی‌هایی که شده، بی‌هیچ شرم و مانعی، هم عامل بازتولید شدن فرهنگ...     ادامه

پاسخ به پرسش‌هایی چند در رابطه با کتاب «برساقه تابیده کنف»
مدت‌ها بود که در ایمیل‌های مختلف، یا در صحبت‌های فردی و جلسات سخنرانی، دوستان سؤالاتی را در باره‌ی کتاب « برساقه تابیده کنف مطرح می‌کردند و من نیز به فراخور حال پاسخ‌هایی می‌دادم. بارها با این سؤال مواجه شدم که چرا این توضیحات را به صورت عام بر روی اینترنت انتشار نمی‌دهید. برای نیل به این مقصود سؤالاتی که شده بود را دسته بندی کردم و به صورت کوتاه پاسخ‌هایم را به آن‌ها در زیر می‌آورم: بعضی‌ها می‌گویند این ها اشعار خودت هستند و به دلایلی چند نخواستی که به نام خودت منتشر شوند . در این باره چه نظری داری و در پاسخ به این افراد چه می‌‌گویی؟ قبل از هرچیز بگویم من تا کنون مطلبی نبوده که بنویسم و مسئولیت آن را به عهده نگیرم. از نوشتن با اسامی مستعار هم گریزانم. دلیلی برای انجام آن نمی‌بینم. فقط یک بار یک دهه قبل مطلبی از من در یک نشریه چاپ شد که مسئولان نشریه با حسن...     ادامه

محمد مهرآیین یکی از مهم‌ترین دژخیمان اوین
اولین بار در زمستان ۶۰ از زیر چشم بند وقتی که روی زمین دراز کشیده بودم، در راهروی طبقه‌‌ی دوم ساختمان دادستانی اوین در حالی که کابلی در دست داشت، دیدمش که می‌لنگید و با عصا راه می‌رفت. نمی‌شناختم‌اش؛ اما متوجه شدم که هیکل نسبتاً ورزیده‌ای دارد. بعداً با دادن مشخصاتش به هم‌سلولی‌هایم فهمیدم که نامش محمد داوودآبادی است که به مهرآیین تغییر داده است. البته او به محمد جودو و محمد موتوری هم معروف بود. در زندان اوین و میان زندانیان شایع بود که در درگیری برای تسخیر یک خانه تیمی، پایش تیرخورده و مجروح شده است و به خاطر همین می‌لنگد. نمی‌دانم این موضوع چقدر صحت داشت. از این دست اخبار در زندان کم نبود. شهدا حسن فرزانه و اصغر ناظمی را از نزدیک می‌شناخت. برای همین فشار زیادی را روی این دو وارد کرد تا بلکه آن‌ها را به خدمت رژیم آورد.     ادامه

نقش های گوناگون هوشنگ اسدی تواب فعال زندان
مقاله‌‌ جدید هوشنگ اسدی به نام «من شاهم» و همچنین مطلب او در رابطه با احمد اللهیاری و تلاش‌ بی‌وقفه‌‌‌اش برای خاک پاشیدن در چشم حقیقت مرا وا داشت تا مواردی چند در رابطه با او را نوشته و پرده از بخشی از اقدامات او بردارم. هوشنگ اسدی متأسفانه همچنان مشغول توطئه چینی است. سال گذشته با انتشار مقاله‌ی روشنگرانه‌ای تحت نام «چه کسانی تیغ زنگیان مست را تیز کردند» در نشریه وزین آرش http://www.arashmag.com/content/view/646/46/ با ارائه اسناد و مدارک به نقش هوشنگ اسدی در تئوریزه کردن بحث «تهاجم فرهنگی» پرداختم. هوشنگ اسدی که دفاعی در برابر نوشته‌های کینه‌توزانه‌اش علیه روشنفکران ایرانی نداشت بدون آن که توضیحی در رابطه با نوشته من ارائه دهد با خدعه و فریب متنی را تهیه کرد و بدون آن که مسئولیت آن را به عهده گیرد تعدادی از همکارانش در سایت روز آنلاین را به دفاع از خود پشت آن آورد. جوری هم وانمود...     ادامه

نوری‌زاده، بانک مرکزی جعلیات و عصاره ژورنالیسم بی‌اعتبار
در جامعه‌ی ما که سال‌ها اسیر فرهنگ استبدادی نظام‌های سیاسی بوده و گذشته از مردم، گروه‌ها و فعالان سیاسی هم مسئولیت اعمال و گفته‌های خود را نمی‌پذیرند و «اعتبار حرفه‌ای» کالایی است که خریداری ندارد. به خاطر وجود چنین فرهنگی امثال علیرضا نوری زاده که به طور مستمر به عنوان بانک مرکزی جعلیات به دروغ‌بافی و جعل خبر و تفسیر و گزارش واقعه مشغول است، ستاره‌ی بخش‌ فارسی رادیو‌ها و تلویزیون‌های ماهواره‌‌ای می‌شود. رویترز در جامعه خودشان که «اعتبار حرفه‌ای» ارزشی دارد و افکار عمومی حساس است، به خاطر انتشار دو عکس دستکاری شده، نه تنها همکارشان را اخراج می‌کند بلکه برای پاک کردن این ننگ، همه‌ی عکس‌های او را نیز از آرشیو خود حذف می‌کند تا به احساسات جریحه‌دار شده‌ی مردم مرهمی نهد. اما وقتی همین بنگاه‌های خبری در ارتباط با جامعه‌ی ایرانی قرار می‌گیرند، صدتا از...     ادامه

حاج احمد قدیریان مسئول گروه ضربت و جوخه‌های اعدام اوین
حاج احمد قدیریان، معاون اجرایی لاجوردی قصاب تهران در سیاه‌ترین روزهای میهن، یکی از کسانی است که دست در خون بهترین فرزندان ایران دارد. وی که تنها شش کلاس سواد داشت، یکی از مهم‌ترین مسئولیت‌ها را در دادستانی کل انقلاب و تهران توأمان به عهده گرفت. از اواخر ۵۸ تا ۶۲ اعدام‌های اوین، زیر نظر او انجام می‌‌گرفت. در طول این سال ها او شخصاً جوخه‌‌های اعدام را هدایت می‌کرد. مجتبی مهراب بیگی، جلیل بنده، مجتبی حلوایی عسگر، سیدعباس ابطحی که در زمره‌ی تیر خلاص زن‌های اوین بودند، زیر نظر او فعالیت می‌کردند. دو نفر اولی در سال ۶۱ کشته شدند و نفر سوم نقش مهم و تعیین کننده‌ای در کشتار گسترده‌ی زندانیان سیاسی در سال ۶۷ در اوین داشت و چهارمی بعضی روزها راننده نیری رئیس هیئت کشتار زندانیان در سال ۶۷ بود. گروه ضربت اوین که متشکل از جنایتکارترین پاسداران رژیم بود، تحت نظر و هدایت او...     ادامه

پاسخ‌های ایرج مصداقی به پرسش‌های سایت ادبیات و فرهنگ در مورد جناح‌های رژیم، خطرات اتمی شدن رژیم، وضعیت اپوزیسیون، جنبش‌های مردمی و ....
- در برخی از محافل سیاسی صحبت از این است که رژیم برای خروج از بحرانهایی که احمدی نژاد ایجاد کرده است، دست به دامن دوم خردادی ها شده و ممکن است برای بار دیگر شاهد ظهور خاتمی ها باشیم. آیا اگر چنین باشد سیاست های جامعه جهانی در قبال ایران به چه سویی کشیده می شود؟ سؤال در دو بخش است. یکی تغییر و تحولات درونی رژیم و دیگری نحوه‌ی برخورد احتمالی جامعه‌ی جهانی با آن. من سعی می‌کنم به هر دوبخش بپردازم و پیشاپیش از طولانی شدن پاسخم عذرخواهی می‌کنم. به نظر من درگیری‌‌های جناح‌های رژیم واقعی است و یک حرکت از پیش تعیین شده نیست اما همه جناح‌ها سر دو چیز با هم توافق نظر دارند ۱- آن‌جایی که پای منافع کلی نظام پیش می‌آید کوتاه آمده در مسیر وحدت حرکت کنند. ۲- به هنگامی سرکوب و قطع یک ریشه با هم هماهنگی کرده و به تفاهم برسند.     ادامه

علی‌محمد بشارتی یکی از بنیانگذاران دستگاه سرکوب و جنایت رژیم
علی‌محمد بشارتی اولین فرمانده واحد اطلاعات و تحقیقات سپاه پاسداران متولد ۱۳۲۳ در شهرستان جهرم است. وی به خاطر هشمهری بودن با اعضای جهرمی سازمان مجاهدین از جمله تراب حق شناس، عبدالنبی معظمی، حسن ابراری و ابراهیم آوخ با مجاهدین آشنا شد. اما هیچگاه به عضویت این سازمان در نیامد و به هواداری از آن نیز نپرداخت. وی در اردیبهشت سال ۵۲ همراه سه تن از دوستان دانشجویش به نام‌های وحید صفاری حیمد صفاری و بهروز قناعت پیشه در شهر قم دستگیر شد. علت دستگیری او از سوی ساواک، رسیدن به محمد حسن ابراری یکی از اعضای فعال مجاهدین بود که در سال ۵۵ اعدام شد. ابراری روابطی نیز با بشارتی که همشهری‌اش بود، داشت. بشارتی در مرداد سال ۵۵ با تعهد همکاری با ساواک و گرفتن کد ویژه از ساواک برای نفوذ در گروه‌های سیاسی از زندان آزاد شد و به همین خاطر در دوره‌ی اول مجلس شورای اسلامی، اعتبارنامه‌اش مورد...     ادامه

نظرات «استاد» عبدالله شهبازی و چگونگی برخورد بقایای حزب توده با او
در مقاله‌ی چه کسانی تیغ زنگیان مست را تیز کردند به عبدالله شهبازی و هوشنگ اسدی اشاره کردم و بخشی از نوشته‌های هوشنگ اسدی علیه روشنفکران و هنرمندان ایرانی را به صورت مستند آوردم.در این نوشته تلاش می‌کنم اشاره‌‌ی کوچکی داشته باشم به عبدالله شهبازی یکی از «اساتید» فعال در تئوریزه کردن «تهاجم فرهنگی» و نحوه‌ی برخورد توده‌‌ای های کارکشته با او...     ادامه

متولدین دوم خرداد(گفتار اول)
یکی از تلاش‌های نظام جمهوری اسلامی و دستگاه تبلیغاتی و فرهنگی آن این است که گرد فراموشی بر حافظه تاریخی ملت بپاشد. در این راه از کتمان حقایق و پرده‌پوشی بر جنایات گرفته تا جعل سابقه برای افراد از هیچ‌کاری فروگذار نمی‌کند. این حرکت به ویژه از شب دوم خرداد به بعد ابعاد گسترده‌تری به خود گرفت. عده‌ای گویا در همان شب از مادر زاده شدند و تا پیش از آن هیچ فعالیتی نداشتند. وقتی دست بر روی سابقه‌ی افراد می‌گذاری و گذشته‌شان را رو می‌کنی، عده‌ای که منافع‌شان را در خطر می‌بینند از هیچ تلاشی برای جلوگیری از روشن شدن قضایا فرو گذار نمی‌کنند. منطق این دسته افراد همیشه یکسان است. اگر از مشاهدات خودت در مورد کسی بگویی و ده‌تا شاهد هم بیاوری می‌گویند سندی نیست از کجا معلوم شما راست بگویید! اگر راست می‌گویید سندی در این زمینه ارائه دهید. آن‌ها از محدودیت‌ها مطلع هستند و می‌دانند...     ادامه

متولدین دوم خرداد; گفتار دوم: سید حسین موسوی تبریزی
سید حسین موسوی تبریزی امروز در زمره‌ی یکی از «اصلاح طلب»‌های دو آتشه رژیم در حوزه‌های علمیه می‌باشد. وی همزمان با صدور فتواهای مختلف به تمرین برای ادعای مرجعیت تقلید نیز مشغول است. او علاوه بر داشتن مسئولیت «مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم» که به اصطلاح نهاد «اصلاح‌طلب» حوزه علمیه است، ریاست خانه‌ی احزاب رژیم را نیز به عهده دارد و از طریق آن مثلاً به ساماندهی «اصلاحات» در سیستم سیاسی کشور می‌پردازد! از این‌ها گذشته او رئیس دوره‌ای «شورای هماهنگی جبهه اصلاحات» نیز می‌باشد!     ادامه

متولدین دوم خرداد; گفتار سوم: جامعه‌شناسان رژیم
آش نظام جمهوری اسلامی آنقدر شور است و سیاه‌بازی رفقای دیروز آنقدر وقیحانه است که عمادالدین باقی هم به تنگ آمده و می‌گوید: «آدم ها آنقدر رنگ عوض می كنند كه دیگران را دچار دیر باوری می‌سازند. كسانی كه تا دیروز كارمند جمهوری اسلامی بوده یا مسئولیت ها و ماموریت هایی داشتند و درخدمت یكی از ارگان های جمهوری اسلامی بودند بدون ذكر سوابق خود ونقد گذشته شان ناگهان چنان تغییر موضع دادند که گویی از آغازین روز جمهوری اسلامی در ستیز با آن بوده اند. من البته بودن در حکومت را اصولا مذموم نمی دانم. در هر حکومتی انسان هایی وجود دارند که منشاء خدمت بوده و هستند و مهم این است كه با ظلم همراهی نکنند و حقی را پایمال نسازند. من نه در گذشته عامل جمهوری اسلامی بوده ام و نه امروز سودای انقلاب دارم. دیروز که برخی رادیكال های امروز، در خدمت جمهوری اسلامی بودن را یا گوارای خود یا حتی عبادت می دانستند...     ادامه
حقوق بشر
از سایت‌های دیگر
گفت‌وگو
Untitled Document

پنجشنبه ۳ مرداد ۱۳۸۷ 
 ۲۴ ژوئیه ۲۰۰۸